گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ار» - صفحهٔ ۱

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

 

اختران را شب وصلست و نثارست و نثار

چون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چار

زهره در خویش نگنجد ز نواهای لطیف

همچو بلبل که شود مست ز گل فصل بهار

جدی را بین به کرشمه به اسد می‌نگرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۳

 

روستایی بچه‌ای هست درون بازار

دغلی لاف زنی سخره کنی بس عیار

که از او محتسب و مهتر بازار بدرد

در فغانند از او از فقعی تا عطار

چون بگویند چرا می‌کنی این ویرانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار

 

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار

که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷

 

از پس پردهٔ دل دوش بدیدم رخ یار

شدم از دست و برفت از دل من صبر و قرار

کار من شد چو سر زلف سیاهش درهم

حال من گشت چو خال رخ او تیره و تار

گفتم ای جان شدم از نرگس مست تو خراب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

وحشی » گزیده اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - قصیده

 

باز وقت است که از آمدن باد بهار

بشکفد غنچه و گل خیمه زند در گلزار

آید از مهد زمین طفل نباتی بیرون

دایهٔ ابر دهد پرورش او به کنار

دفتر شکوهٔ گل مرغ چمن بگشاید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

وحشی » گزیده اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - قصیده

 

ای فلک چند ز بیداد تو بینم آزار

من خود آزرده دلم با دل خویشم بگذار

چند ما را ز جفای تو دود اشک به روی

ما به روی تو نیاریم تو خود شرم بدار

از جفاگر غرضت ریختن خون من است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی بافقی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۸

 

گر شود بحر کف همت تو موج زنان

ور شود ابر سر رایت تو توفان بار

بر موالیت بپاشد همه در و گوهر

بر اعادیت ببارد همه شخکاسه و خار


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » مسمط چهارم

 

بوستانبانا امروز به بستان بده‌ای؟

زیر آن گلبن چون سبز عماری شده‌ای؟

آستین برزده‌ای دست به گل برزده‌ای؟

غنچه‌ای چند ازو تازه و تر بر چده‌ای؟

دسته‌ها بسته به شادی بر ما آمده‌ای؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری دامغانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در ذکر وفات سلطان محمود و رثاء آن پادشاه

 

شهر غزنین نه همانست که من دیدم پار

چه فتاده‌ست که امسال دگرگون شده کار

خانه‌ها بینم پر نوحه و پر بانگ و خروش

نوحه و بانگ و خروشی که کند روح فگار

کویها بینم پر شورش و سرتاسر کوی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی

 

دی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار

وز سراپردهٔ شب گرد جهان کرد حصار

روی بنمود مه عید به شکلی که کشند

قوسی از زر طلی بر کره‌ای از زنگار

جرم او قابل و مقبولش از آن سو تاثیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در مدح صاحب سعید جلال‌الوزرا عمربن مخلص

 

هندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار

سوخت از آتش غم جان مرا هندووار

لاله راندن به دم و سوختن اندر آتش

هندوان دست ببردند بدین هر دو نگار

هندوانه دو عمل پیش گرفت او یارب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاه

 

شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار

می و معشوق و دف و رود و نی و بوس و کنار

سبزه و آب گل‌افشان و صبوحی در باغ

نالهٔ بلبل و آواز بت سیم عذار

خوش بود خاصه کسی را که توانایی هست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷

 

حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار

باده در دست و هوا در سر و لب بر لب یار

بی رخ یار هوای گل و گلزارم نیست

زانکه با دست نسیم چمن و بوی بهار

همه بتخانهٔ چین نقش و نگارست ولیک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵

 

تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار

اشگ من می‌کند این خانه به صدرنگ نگار

تنگ دل تا نشوی در دل تنگم زد و چشم

غرفه‌ها ساخته‌ام بهر تو از گوشه کنار

گر کنی سیر کنان روی بصورت خانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - ایضا در مدح شاه‌زاده پریخان خانم فرماید

 

گشت در مهد گران جنبش دهر آخر کار

خوش خوش از خواب گراندیدهٔ بختم بیدار

ادهم واشهب پدرام شب و روز شدند

زیر ران امل از رایض صبرم رهوار

داروی صبر که بس دیر اثر بود آخر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در مدح شاهزاده پریخان خانم بنت شاه طهماسب صفوی

 

دارم از گلشن ایام درین فصل بهار

آن قدر داغ که بیرون ز حسابست و شمار

اولین داغ تف آتش و بیداد سپهر

کز تر و خشک من زار برآورده دمار

داغ دیگر روش طالع کج‌رو که شود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

محتشم کاشانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص) » شمارهٔ ۲۴

 

چند گفتم که فراموش کنم صحبت یار

یاد او می‌دهدم رنگ گل و بوی بهار

بلبل از وصلت گل بانگ برآورده چنانک

در چمن ناله کند مرغ جدا مانده ز یار

چون ز چنگ غمش آهنگ فغان پست کنم؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص) » شمارهٔ ۲۵

 

ای بت سنگ دل و ای صنم سیم عذار

بر رخ خوب تو عاشق فلک آینه‌دار

ناگهان چون بگشادی در دکان جمال

گل فروشان چمن را بشکستی بازار

سورهٔ یوسف حسن تو همی خواند مگر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » تضمین‌ها » شمارهٔ ۱۰

 

مطربی زمزمه سر کرد سحر در گل‌زار

رفتم از این غزل شاه به یک بار از کار

«مجلس ما چو بهشت است در این فصل بهار

خیز ای ساقی مستان قدح باده بیار

باده هم چو گل احمر یا لالهٔ سرخ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید

 

چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما

« بامدادان که تفاوت نکند لیل و نهار»

دست در دامن می زن که از این پس همه روز

« خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار »


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

[۱] [۲]