گنجور

رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۸

 

شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید

تا به چنگ آرد آهو وآهو بره را

رودکی سمرقندی
 

ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۸

 

گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور

بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا

ابوسعید ابوالخیر
 

منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱۰ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی

 

وین دو تن دور نگردند ز بام و در ما

نکند هیچ کس این بی‌ادبان را ادبی

منوچهری دامغانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در ستایش ابورشد رشید

 

ای رفیقان من ای عمر و منصور و عطا

که شما هر سه سمائید و هوائید و صبا

کرده بیچاره مرا جوع به ماه رمضان

خبری هست ز شوال به نزدیک شما

تا به مغرب ننموده است مرا چهره هلال

[...]

مسعود سعد سلمان
 

ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - ایضاً له

 

شاه باز آمد برحسب مراد دل ما

ملت از رایت او ساخته عونی به سزا

خیل خیل از خدمش تعبه کرده دگر

جوق جوق از حشمش تاختنی برده جدا

سوی هر مرحله راهی (پیموده) برده یک تن

[...]

ابوالفرج رونی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۷

 

هرکه آن چشم دژم بیند و آن زلف دوتا

اگر آشفته و شوریده شود هست روا

منم اینک شده آشفتهٔ آن چشم دُژَم

منم اینک شده شوریدهٔ آن زلف دو تا

هوش‌من درلب ماهی است به قده سروسهی

[...]

امیر معزی نیشابوری
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

آن خداوندی که مردین هدی راست ضیا

کف بخشنده اش ابریست معلق ز هوا

که بباران سخاوت بودش میل و هوا

رأی رخشنده اش تابنده تر از شمس ضحی

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - در هجو شاعری

 

از ره ایمان در کفر مزیدی که چنین

آمنوا برزنخت شد بنوشتن کفروا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

کوه سیم است چرا بیهده گویم گویست

عشقش آورد بدین بیهوده گفتار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

پس بدینروی مرا بی کل شبلی باید

ور نباشد کل شبلی نرود کار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

کرد بی جرمی آن کل کلان . . . ون جهود

بغم عشق بدینگونه گرفتار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

کل شد و برد به . . . ون داغ و و دروش ایرم

اثری ماند از آن داغ بشلوار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

تا بر آن چفته بخفتم نتوانم برخاست

تا بصد کاخ نکررندی بیدار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

وانهمه مهر وی افکند بر حاجت بوم

تا وی آگاه شود ساخته کاچار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

از نکو خواهی هرگاه که بپوست بمن

خواست تا پیش خداوند بود یار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

بشکند گردن آن غرزن و امیدی هست

که بتنها نتواند بود او یار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

در دعا گوید صدر همه عالم همه سال

یارب از صید حلالش تو نگه دار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

ور بشهوت نظری بر فلک نند کند

رام گردد فلک و گوید بفشار مرا

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » مسمطات » شمارهٔ ۱

 

گرچه باغ سخنم با بر جد و بر هزل

جد و هزل آمده پیدا چو گل و خار مرا

سوزنی سمرقندی
 
 
۱
۲
۳
۶