گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)» و حروف قافیهٔ «اید»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷

 

بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید

روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را

تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

این لطافت که تو داری همه دل‌ها بفریبد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶

 

گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید

مرد باید نزند دست به کاری که نباید

چون بگیرند پراکنده دلان زلف بتان را

من سر زلف تو گیرم، اگر از دست برآید

گر گذارش به سر زلف دوتای تو نیفتد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴

 

دولت آنست که از در صنمی تازه درآید

در بر اغیار به بندد سر مینا بگشاید

هر شبی نالهٔ من خواب جهانی برباید

تاکه در خواب نگارم به کسی رخ ننماید

من خود این تجربه‌ کردم که می از دست جوانان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۱

 

روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید

خوبتر باشد از آن ماه که در آب نماید

گری را طرفه نباشد که ربایند خلایق

طرفه آن گوی زنخدان که دل خلق رباید

در به زنجیر ببندد همه وقت و عجب است این

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۵

 

حسن از آنپایه گذشته است که در وصف من آید

مگر او پرده براندازد و خود رخ بنماید

رشگم از پرتو خورشید جهانتاب برآید

که همه روز همی روی بدیوار تو ساید

همه ما را بقفا عیب کنند اهل سلامت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

نیر تبریزی