گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۴

 

بار دیگر یار ما هنباز کرداندک اندک خوی از ما بازکرد
مکرهای دشمنان در گوش کردچشم خود بر یار دیگر باز کرد
هر دم از جورش دل آرد نو خبرغم دل ترسنده را غماز کرد
رو ترش کردن بر ما پیشه ساختیک بهانه جست و دست انکاز کرد
ای دریغا راز ما با همدگرکو دگر کس را چنین همراز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۷

 

باز زهره مطربی آغاز کرد
پیش رندان بربط خود ساز کرد
ماه روزه رفت و رخ بنمود عید
میر میخانه سر خم باز کرد
مریم خم زاد عیسی سیرتی
مرغ جانم جانبش پرواز کرد
گل نمود از پرده عشاق روی
بلبل شیدا نوا آغاز کرد
مجلسی آراست پیر میکده
تائبان را سوی خود آواز کرد
درد نوشی توبه خود را شکست
راهب دیرش بسی اعزاز کرد
بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی