رهبری بودست الحق رهنمای
میهمانی خواست یک روز از خدای
گفت در سرش خداوند جهان
کایدت فردا پگه یک میهمان
روز دیگر مرد کار آغاز کرد
هرچه باید میهمان را ساز کرد
بعد از آن میکرد هر سوئی نگاه
پیش درآمد سگی عاجز ز راه
مرد آن سگ را براند از پیش خوار
همچنان میبود دل در انتظار
تا مگر آن میهمان ظاهر شود
هدیهٔ حق زودتر حاضر شود
کس نگشت البته از راه آشکار
میزوان در خواب شد از اضطرار
حق خطابش کرد کای حیران خویش
چون فرستادم سگی را زان خویش
تا تو مهمان داریش کردیش دور
تا گرسنه رفت از پیشت نفور
مرد چون بیدار شد سرگشته شد
در میان اشک و خون آغشته شد
میدوید از هر سوئی و میشتافت
عاقبت در گوشهٔ سگ را بیافت
پیش او رفت و بسی زاریش کرد
عذر خواست و عزم دلداریش کرد
سگ زفان بگشاد و گفت ای مرد راه
میهمان میخواهی از حق دیده خواه
اینکه از حق میهمان میبایدت
دیده در خورتر از آن میبایدت
زانکه گر یک ذره دیدارت دهند
صد هزاران ساله مقدارت دهند
گر نداری دیده از حق دیده خواه
زانکه نتوانی شدن بی دیده راه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره داستانی است که در آن رهبری از خداوند میهمانی میخواهد. خداوند به او خبر میدهد که فردا میهمانی خواهد آمد. رهبر از آن روز به آمادهسازی برای پذیرایی مشغول میشود و در این میان سگی را میبیند که به دنبال او میآید. او سگ را دور میکند و منتظر میهمانش میماند. اما وقتی که فردا میهمان نمیرسد و رهبر در خواب میافتد، خداوند به او میگوید که خودت آن سگ را دور کردی و اکنون میهمان نیامده است. رهبر با اشک و خون به دنبال سگ میدود و در نهایت او را پیدا میکند و از او عذرخواهی میکند. سگ به او میگوید که اگر میخواهد میهمانی از جانب خداوند بیابد، باید چشمی باز و درک عمیقتری داشته باشد. در نهایت اشاره میشود که بدون درک و بینش مناسب، نمیتوان به حقیقت و نور دست یافت.
هوش مصنوعی: یک رهبر حقیقی همواره هدایتگر مهمانی و مهمانان است و در یک روز از خداوند درخواست میکند.
هوش مصنوعی: او گفت که خداوند جهان در دلش به تو وعده داده است که فردا به عنوان یک مهمان نزد او خواهی آمد.
هوش مصنوعی: در روز بعد، مرد کار خود را شروع کرد و هرآنچه لازم بود تا میهمان را پذیرایی کند، آماده کرد.
هوش مصنوعی: پس از آن، هر طرف را نگاهی میانداخت که مانند سگی ناتوان از راه به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: مرد به آن سگ دستور میدهد که از جلو بردارد، ولی او همچنان در دل منتظر است.
هوش مصنوعی: منتظر میمانیم تا آن میهمان نمایان شود، عجله داریم که هدیهای از طرف حق زودتر آماده شود.
هوش مصنوعی: هیچ کس به طور طبیعی و بدون دلیل خاصی از مسیر واضح و روشن منحرف نمیشود؛ بلکه این انحراف به خاطر فشارها و اضطرابهای زندگی است که اتفاق میافتد.
هوش مصنوعی: خداوند به او گفت: ای موجود حیران، چرا که من او را به سوی تو فرستادم؟
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو به مهمانی و پذیرایی مشغولی، دیگران که گرسنه هستند از پیشت دور میشوند و از تو ناراضی میگردند.
هوش مصنوعی: وقتی مرد از خواب بیدار شد، در شرایطی گیج و سردرگم قرار گرفت که در میان اشک و خون غرق بود.
هوش مصنوعی: او از هر سو میدود و تلاش میکند، اما در نهایت به یک گوشه میرسد و سگ را مییابد.
هوش مصنوعی: او به نزد او رفت و بسیار گریه کرد، از او عذرخواست و تصمیم گرفت که او را دلدار کند.
هوش مصنوعی: سگ دهانش را باز کرد و گفت: ای مرد، آیا مسافر مهمانی میخواهی؟ از خدا بخواه که به تو برساند.
هوش مصنوعی: برای پذیرش مهمان از طرف حق، باید شخصیت و ظاهر خود را طوری آماده کنی که مناسب و شایسته باشد.
هوش مصنوعی: اگر فقط یک لحظه از دیدن تو نصیبم شود، به اندازهی صد سال ارزش خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر چشمی از حقیقت نداری، در طلب آن نباش که نمیتوانی بدون دیدن، راهی را پیدا کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.