گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۵۹۱

 

سخت زیبا می‌روی یک بارگیدر تو حیران می‌شود نظارگی
این چنین رخ با پری باید نمودتا بیاموزد پریرخسارگی
هر که را پیش تو پای از جای رفتزیر بارش برنخیزد بارگی
چشم‌های نیم خوابت سال و ماههمچو من مستند بی میخوارگی
خستگانت را شکیبایی نماندیا دوا کن یا بکش یک بارگی
دوست تا خواهی به جای ما نکوستدر حسودان اوفتاد آوارگی
سعدیا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۶۵

 

تا فراقت تاخت بر من بارگی
ساختم با محنت و آوارگی
دل ز ما بردی، زهی جان پروری
خون ما خوردی، خهی غمخوارگی
چار و ناچارت چو ما فرمان بریم
چاره ما ساز در بیچارگی
چون عنان صبر بردی از کفم
یک زمان در کش عنان بارگی
وارهان یکدم از این بیداد و غم
زانکه شد بیداد غم یکبارگی


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱

 

گر بخواهی کشتنم یکبارگی
رحمتی آخر برین بیچارگی
عشق می بایست ما را، بس نبود
محنت تنهایی و آوارگی ؟
در فراقت جز غمم غموخواره نیست
وای آنکش غم کند غمخوارگی
می کنم نظّارۀ رویت ز دور
جز درودی نیست بر نظّارگی
کشتیم در انتظار بوسه یی
ای بکنیم گرم کرده بارگی
یابده بوسی و جانم زنده من
یا بکش تا وارهم یکبارگی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل