گنجور

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲

 

جام می پر کن که بی جام میم انجام نیستتا به کام او شوم این کار جز ناکام نیست
ساقیا ساغر دمادم کن مگر مستی کنمزان که در هجر دلارامم مرا آرام نیست
ای پسر دی رفت و فردا خود ندانم چون بودعاشقی ورزیم و زین به در جهان خودکام نیست
دام دارد چشم ما دامی نهاده بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳

 

ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیستوین دلم را طاقت اندیشهٔ ایام نیست
پختهٔ عشقم شراب خام خواهی زان کجاسازگار پخته جانا جز شراب خام نیست
با فلک آسایش و آرام چون باشد تراچون فلک را در نهاد آسایش و آرام نیست
عشق در ظاهر حرامست از پی نامحرمانزان که هر بیگانه‌ای شایستهٔ این نام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۲

 

خال محتاج کمند زلف عنبرفام نیست
دانه چون افتاد گیرا، احتیاج دام نیست
از نسیمی می توان برداشتن ما را ز خاک
چشم ما چون دیگران بر بوسه و پیغام نیست
شبنمی را کز محیط بیکران افتاد دور
در کنار لاله و آغوش گل آرام نیست
خاک ره شو گر طلبکار دلی، کاین کعبه را
جز غبار خاکساری جامه احرام نیست
باغ عقل […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۶

 

جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست
تا به کام او شوم کاین کار جز با گام نیست
ساقیا ساغر دمادم کن مگر مستم کنی
زان که در هجر دل آرامم مرا آرام نیست
دی به سردی رفت و فردا خود ندانم چون کنم
عاشقی ورزیم و به زین در جهان خود کام نیست
دام واره ی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری