گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)» و حروف قافیهٔ «وبود»

 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲

 

حاصلم از دین و دنیا او بود

این چنین خوش حاصلی نیکو بود

در دو آئینه یکی چون رو نمود

دو نماید آن یکی نی دو بود

صوفیانه جامه را شوئیم پاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳

 

هرچه آید در نظر چون او بود

عین او درچشم ما نیکو بود

موج و دریا نزد ما باشد یکی

گرچه آن یک اسم و رسمش دو بود

گفتم این رشته مگر باشد دو تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴

 

چشم ما روشن به نور او بود

این چنین چشمی خوش و نیکو بود

آینه با او نشسته روبرو

روشنی آئینه را زان رو بود

گر تو می گوئی که این رشته دو تو است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵

 

چشم ما روشن به نور او بود

هرچه می بینم از آن نیکو بود

آینه یک رو نماید در نظر

هرکه او با آینه یک رو بود

غیر او چون نیست در دار وجود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷

 

هرچه ما را می رسد از او بود

چون از او باشد همه نیکو بود

ز آفتاب حسن او هر ذره ای

روشنش بنگر که آن مه رو بود

ما به او موجود و او پیدا به ما

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۸

 

در نظر گر نور روی او بود

هرچه آید در نظر نیکو بود

عالمی از جود او دارد وجود

بی وجود او وجودی چو بود

هر کجا شاهیست در تخت وجود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی