گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «یدهام»

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۴

 

هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌ام

پیش من نه دیده‌اش را کامتحان دیده‌ام

چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد

من پس گوش از خجالت تا سحر خاریده‌ام

گر چه او عیار و مکار است گرد خویشتن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳

 

یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیده‌ام

زیر هر تار صد شکنجی جهان جان دیده‌ام

دوش از آن سودا که جانم ز آن میان گوئی کجاست

مرغ و ماهی آرمید و من نیارامیده‌ام

بی‌میانجی زبان و زحمت گوش آن زمان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۶

 

برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیده‌ام

جوهر آیینه یعنی موی آتش دیده‌ام

نادمیدن زین شبستان پاس ناموس حیاست

چون سحر عمریست خود را با نفس دزدیده‌ام

هر قدر پر می‌زنم پرواز محو بیخودی است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۵

 

مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده ام

تا درین گلزار چون گل یک دهن خندیده ام

از سر هر خار صد زخم نمایان خورده ام

تا چو شبنم روشناس این چمن گردیده ام

خضر دارد داغها بر دل ز استغنای من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۶

 

تا شده است از دوربینی عاقبت بین دیده ام

در ترازوی قیامت خویش را سنجیده ام

منت دست نوازش می کشم از دست رد

از قبول خلق از بس بی تمیزی دیده ام

کی نظر بندم به صحرا می کند چشم غزال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۷

 

تا نظر از عارض گلفام او پوشیده ام

خار درچشمم اگر روی فراغت دیده ام

در بهم پیچیدن زلف درازش عاجزم

من که طومار دو عالم را بهم پیچیده ام

سالها در پرده دل خون خود را خورده ام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۶

 

تا فراقت دیده ام خون می چکاند دیده ام

بر کَن از سر دیده ام گر جز خیالت دیده ام

رحم کن بر من که بی رویت ز پا افتاده ام

سر مپیچ از من که چون زلفت به سر گردیده ام

بارها پیشت ز غربت نامه ها بنوشته ام

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۱

 

چشم خود را دوست می‌دارم که رویش دیده‌ام

عاشقم بر گوش خود کآواز او بشنیده‌ام

ای حریفان من در این مذهب نه امروز آمدم

عشق او در مجلس روحانیان ورزیده‌ام

چون سماع عاشقانش گرم شد روز الست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی