گنجور

شعرهای با وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)» و حروف قافیهٔ «ایتو»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰

 

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو

زینت تاج و نگین از گوهر والای تو

آفتاب فتح را هر دم طلوعی می‌دهد

از کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو

جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۲

 

ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو

چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو

دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل

می‌دوانند جانب دریای تو دریای تو

جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلطان شده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳

 

راستی گویم به سروی ماند این بالای تو

در عبارت می‌نیاید چهره زیبای تو

چون تو حاضر می‌شوی من غایب از خود می‌شوم

بس که حیران می‌بماندم وهم در سیمای تو

کاشکی صد چشم از این بی خوابتر بودی مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳

 

ای تماشاگاه جانها صورت زیبای تو

وی کلاه فرق مردان پای تابهٔ پای تو

چرخ گردان در طواف خانهٔ تمکین تو

عقل پیر احسنت گوی حکمت برنای تو

چون خجل کردی دو عالم را پدید آمد ز رشگ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱

 

ای سر سودای من رفته در سودای تو

باد سر تا پای من برخی ز سر تا پای تو

گر سر من رفت در سودای عشقت گو: برو

بر سرم پاینده بادا سایه بالای تو

جای سروت در میان جویبار چشم ماست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷۱

 

گر چه شد از سرنوشت من نگارین پای تو

زیر پای خود ندید از سرکشی بالای تو

من چسان دل را عنانداری کنم جایی که هست

کوه طور از وحشیان دامن صحرای تو

گر چه نتوان یافت می دانم به جست وجو ترا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷۲

 

از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟

پیش یکدیگر نظربازند سر تا پای تو

سروها چون سبزه خوابیده می آید به چشم

در گلستانی که گردد جلوه گر بالای تو

طوطیان را همچو مغز پسته گیرد در شکر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷۳

 

ای بهار آفرینش گرده سیمای تو

رشته جانها خس و خاشاک از دریای تو

جوی خون از دیده خورشید می سازد روان

چهره خاک از فروغ لاله حمرای تو

خاک تا گردن میان آب پنهان گشته است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷۴

 

ای قیامت پیش خیز قامت رعنای تو

فتنه آخر زمان ته جرعه صهبای تو

نیست خالی یک سر موی تو از سودای تو

پیش یکدیگر نظربازند سر تا پای تو

در ته خاکستر قمری نهان گردیده اند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صامت بروجردی » مختصری از اشعار افصح الشعراء (میرزا حاجب بروجردی) » شمارهٔ ۶ - فی المرثیه

 

یا حسین ای جان فدای نام غم افزای تو

کرده ما را دل کباب اندوه جان فرسای تو

چون به راه حق برای شیعیان سر داده‌ای

ای سرما شیعیان قربان خاک پای تو

کاش می‌شد جسم ما از تیغ بران چاک چاک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۳

 

چون منی را کی رسد روی جهان‌آرای تو

دولت چشمم بود گردی ز خاک پای تو

روی بنمودی و غوغا در جهان انداختی

تا جهان باشد مبادا ساکن از غوغای تو

روزگارم ز استخوان سر چو انگیزد غبار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۱

 

آرم ای مولای من یک قطره از دریای تو

گفته گویا حافظ این ابیات در سودای تو

ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو

زینت تاج و نگین از گوهر والای تو

آفتاب فتح را هر دم طلوعی می‏دهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی