گنجور

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷ - خاک زمستان

 

زنده شد خاک زمستان کشته از باد بهار

ساقیا زان آب همچون نار افروزان بیار

خاک بستانرا بده زان آب آتشگون نصیب

تا کند هر شاخساری را چو مستی بادسار

ز آبگون بخت روان کیخسرو آتش حشم

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱ - لذت عشق

 

عمرم افزونی گرفت از لذت عشق عمر

لذت عشق عمر عمر مرا نارد بسر

بسر خواهد شدن عمر من اندر عشق تو

هم بسر باز آرم از عشق عمر عمری دگر

بر رخ چون جنتش کردم نگاهی در زمان

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱ - فریاد از جور تو

 

ای نگار از حد گذشت این فتنه و بیداد تو

کی توان فریاد کرد از جور بی بنیاد تو

فتنه و بیداد کن جانا که بر تو فتنه ام

همچو بر تو فتنه ام بر فتنه و بیداد تو

تا تو ایدلبر بشادی زی کله دوزی شدی

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در مدح افتخار دین علی

 

نوبهار تازه پیدا کرد رنگ و بوی خویش

برگرفت از باد مشکین گل نقاب از روی خویش

بوستان چون جلوه زد گل را بطرف جوی خویش

کرد گل عاشق جهانرا بر رخ نیکوی خویش

مرغ دستانزن بلحن حلق دستانگوی خویش

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - در مدح صدرالدین

 

خسرو سیارگان بیرون شد از برج حمل

برج تو از فر خسرو یافت مقدار و محل

مال و گنج گاه قسمت کرد بر سهل و جبل

بست بستان را از گوهرهای گوناگون جلل

از جواهر شد مرصع باغ و بستان زین قبل

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۸ - دهقان زاده

 

مدح دهقان زاده طبع از زنگ بزداید مرا

تا نگویم مدحت او، طبع نگشاید مرا

تا نکوخواه ویم، دولت نکو خواهد مرا

تا ستایم مرورا، ایام بستاید مرا

شب چو بندیشم که فردا سر نهم بر آستانش

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰ - سوگند ما

 

خسرو آل امیران ای امیران سخن

در ثنا و مدح تو روشن دل و روشن ضمیر

صدر دریا دل نظام الدین که باشد از قیاس

پیش دریای دل بیحد تو، دریا غدیر

ای بیدل سیم و زر از غایت جود و کرم

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » قصاید » شمارهٔ ۲۶ - مطایبه

 

قصه ملک سلیمان دی بخواندم در سیر

راست همچون قصه دوش من آمد سربسر

کامدندم دو پری پیکر پسر مهمان چنانک

خاتمی بودی دهان هر یک از لعل و شکر

تا بدو پیکر برآمد روشنی در تیره شب

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » قصاید » شمارهٔ ۴۵ - لکلک بچه

 

تا برون زد ناگهان از . . . یه سر لکلک بچه

دید سر چون . . . ایه بر بال پدر لکلک بچه

با سری چون . . . یه از . . . یه برون آورده سر

طرفه مرغی لکلک وزان طرفه تر لکلک بچه

بود همچون گوشتی کز وی گرفتی مورخوار

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۱ - باز باد اندر فتاد

 

از باد اندر فتاد این سرخ سر چیغوز را

باز بتوان معز کردن بر سر او . . . وز را

چون ستان من باز گردم سرش بر گنبد رسد

چون سقونی لعل سازد گنبد پیروز را

بامدادان در شود بیرون نیاید شام را

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۵ - عالم سعد، احمد مسعود

 

شیدگانی سهمگین کولنگ و بی هنجار شد

بر ره هموار او خس رست و ناهموار شد

وان دهان کز کوچکی نقطه پرگار بود

از فراخی باز همچون دایره پرگار شد

زلف مشک افشان او بر ماه چون زنجیر بود

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۳۰ - ای سنائی دم در این عالم قلندروار زن

 

ای پسر ریش آوریدی گل کش و دیوار زن

باد سرد از درد ریش آورد کی دیوار زن

گاه بی ریشیت گنتم دست بر دیوار نه

ممرا گفتی رو ای غرزن سر دیوار زن

پار بر من لاف پریشی زدی و خوش زدی

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۳۹ - عقل و جانم برد شوخی آفتی بتیاره ای

 

تاز بازم ایر من در . . . ن هر زن باره ای

زین مناره شبه ابری . . . یگان چون باره ای

بدرگی، سرخی، درازی، کفته ای، آشفته ای

کافری، . . . س دشمنی، . . . ن دوستی، . . . ن باره ای

فاخته طوقی، شتر لفجی، غضنفر گردنی

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

 

گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی

وز کرم نانی گرت باشد مرآنرا هم زنی

روز در هیزم چدن باشی بصحرا تا بشب

آتش اندر دیگ شلغم گر زنی محکم زنی

خلق را از خوردن هر خوردنی بدخو مکن

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » غزلیات » شمارهٔ ۴۴ - گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

 

میخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی

شلغم پخته بسیخی پنج و شش بر هم زنی

کور و سیر و لفت و شلغم برب و کاک و برگ کرم

گرم گرمک میخوری، تا چند گوئی غم زنی

برحذر باشی ز سوزانی و اف و پف کنی

[...]

سوزنی سمرقندی
 

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » هزلیات » بخش دوم قطعات » شمارهٔ ۱۶ - دوش تدبیر کردم

 

دوش من یا ایر خود تدبیر کردم تا بروز

کاینهمه بدریده های خلقرا چندین بدوز

گفت خاموش ای خر و بندیش ای ناهل پیش

مرد خواهی تابگاه حشر جون خرمی سپوز

گفتم آمد ماه روزه چون کنم تدبیر چیست

[...]

سوزنی سمرقندی
 
 
۱
۲
۳