گنجور

 
سوزنی سمرقندی

میخکی سازی کزین در دیگ شلغم میکنی

شلغم پخته بسیخی پنج و شش بر هم زنی

کور و سیر و لفت و شلغم برب و کاک و برگ کرم

گرم گرمک میخوری، تا چند گوئی غم زنی

برحذر باشی ز سوزانی و اف و پف کنی

تا دهان مرده ریگت را نسوزی خم زنی

چو خبر داری ز سوزانی و از دردی که هست

به علف باشی و گرنه لقمه در مرکم زنی

چون قراقر در شکنبه مرده ریگت اوفتاد

گر من از تو هم نخواهم زد، تو از من حم زنی

. . . ن سوی سرخس کنی وز باد شلغم مرد وار

تیزها در سبلت مجدودبن آدم زنی

این جواب آن، کجا گوید سنائی غزنوی

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

شور در میراث‌خواران بنی‌آدم زنی

سوزنی سمرقندی

همین شعر » بیت ۷

این جواب آن، کجا گوید سنائی غزنوی

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

سنایی

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

شور در میراث خواران بنی آدم زنی

بارنامهٔ بی‌نیازی برگشایی تا به کی

آتش اندر بار مایهٔ کعبه و زمزم زنی

صدهزاران جان متواری در آری زیر زلف

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
سوزنی سمرقندی

گاه آن آمد که شب برخوری شلغم زنی

وز کرم نانی گرت باشد مرآنرا هم زنی

روز در هیزم چدن باشی بصحرا تا بشب

آتش اندر دیگ شلغم گر زنی محکم زنی

خلق را از خوردن هر خوردنی بدخو مکن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه