تا برون زد ناگهان از . . . یه سر لکلک بچه
دید سر چون . . . ایه بر بال پدر لکلک بچه
با سری چون . . . یه از . . . یه برون آورده سر
طرفه مرغی لکلک و زان طرفهتر لکلک بچه
بود همچون گوشتی کز وی گرفتی مورخوار
گشت زینسان چون کلان شد مار خور لکلک بچه
همچو گنجشک از تن او برگرفتی مور کور
گیرد ار منقار کودک مار بر لکلک بچه
هست بر لکلک ز جیلان و بَقَم منقار و روی
پس چرا شد آبنوس و زرد بر لکلک بچه
از چه بر منقار و پای خویشتن وا کردهاند
رنگ دیگر لکلک و رنگ دگر لکلک بچه
رنگرز رنگ سیه را معصفر هرگز نکرد
کرد منقار سیه را معصفر لکلک بچه
دید لکلک را پری چون کاغذ مهره زده
زد تحیر تازه در سرهای پر لکلک بچه
از پر نورسته و از پوست پیدا آمده
کرده بازوها چو میخ نیشکر لکلک بچه
همچو لکلک هندوئی گفتن نیاموزد تمام
تا که در هندوستان فکند مقر لکلک بچه
هست لکلک بچه سلطان زاده گنجشککان
لایقست این نام بر گنجشک و بر لکلک بچه
بین که همچون ریدکان باشد ز دیبا پوستشان
هم ز بخت خوبشان دارد خبر لکلک بچه
بر فراز تخت بنشسته است و میخندد چو بخت
بر بداندیش رضا این عمر لکلک بچه
آن خداوندی که بر ریش بداندیشان او
کار . . . ن کردن نداند کس مگر لکلک بچه
تا نکوخواهان او در خانه دولت شوند
میگشاید لکلک از منقار در لکلک بچه
تا به جستن راه او باشد به سوی هندوی
پر همی آراید از بهر سفر لکلک بچه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسنده از لکلک بچه صحبت میکند که با افتخار بر بالای پدرش نشسته و خود را به عنوان یک موجود زیبا و منحصر به فرد معرفی میکند. او به ویژگیهای ظاهری و خاص خود مانند رنگ منقار و قوی بودنش اشاره میکند. لکلک بچه در حال مشاهده محیط اطرافش است و به جستجوی راهی برای سفر به هندوستان میپردازد. شاعر به چالشهایی که در این مسیر ممکن است پیش بیاید اشاره میکند و به ویژه بر این نکته تأکید دارد که لکلک بچه باید از عواقب افکار منفی دوری کند. شعر به نوعی نماد تلاش برای رسیدن به موفقیت و یافتن راهی مناسب در زندگی است.
هوش مصنوعی: ناگهان از جایی، بچه لکلک را دید که بر روی سر پدرش نشسته است.
هوش مصنوعی: سری که دارای کمال و زیبایی خاصی است، از میان لابهلای طبیعت به بیرون آمده و مرغی زیبا و شگفتانگیز به پرواز در آمده است، که حتی جالبتر از آن، جوجهاش نیز در حال پرواز است.
هوش مصنوعی: شخصی همچون گوشت است که وقتی بزرگ میشود، شبیه یک موریانه میشود. به همین دلیل، وقتی که به سن بلوغ میرسد، ممکن است دچار مشکلات و خطرات شود، مانند ماری که به کج رفتاری دچار میشود.
هوش مصنوعی: جمله به این معناست که اگر تو به راحتی گنجشکی را از بدنش جدا کنی، مورچهای که کور است، میتواند با منقار خود به بچهای که همانند مار است، آسیب برساند. این تصویر به نوعی اشاره به آسیبپذیری و ناتوانی موجودات در برابر خطرات دارد.
هوش مصنوعی: بر روی هر لکلک، جوجههایی از جیلان و بقم نشستهاند، با منقار و چهرهای خاص. حالا چرا لکلکهای بچه سیاه و زرد شدهاند؟
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تغییراتی در ظاهر و ویژگیهای پرندگان، به ویژه لکلکها میپردازد. گوینده از تغییر رنگ و تفاوتهای ظاهری در این پرنده و فرزندانش صحبت میکند و حسرت میزند که چرا بر پاها و منقار خویش رنگهای دیگری دارند. این اشاره به تنوع و زیبایی طبیعی دارد و ممکن است به حسرت و کاستیهایی که فرد در زندگی خود احساس میکند نیز اشاره داشته باشد.
هوش مصنوعی: رنگ گل رز هرگز نتوانست رنگ سیاه را تغییر دهد و منقار سیاه لکلک هم هرگز به رنگ زرد درنیامد.
هوش مصنوعی: دیدن لکلک پرپر شدهای شبیه به کاغذ که بر روی آن مهرهای زدهاند، تحیری تازه در سرهای پر لکلکهای کوچک به وجود آورد.
هوش مصنوعی: بازوها به گونهای پرتوان و محکم هستند، مانند میخهایی که در نیشکر قرار دارند و از پوست نمایان میشوند. این قدرت و استقامت باعث میشود که آنها به خوبی عملکرد خود را انجام دهند، مانند لکلک که به بچهها قوی و نیرومند است.
هوش مصنوعی: مثل این است که پرندهای از هند هیچگاه نتواند به طور کامل و درست آواز خواندن را یاد بگیرد، مگر اینکه ساکن جایی در هند باشد که پرندههای دیگر وجود دارند.
هوش مصنوعی: هر گنجشکی که در دلش فکر و اندیشهاش را به کار بندد، شایسته نام و مقام است، مانند لکلکها که فرزندان نازپروردهای هستند. در واقع، این نامها فقط به یک گونه تعلق ندارند و همه موجودات میتوانند به شیوهای شایسته آن را بر خود بگذارند.
هوش مصنوعی: به خوبی متوجه شو که افرادی که مانند پرندگان هستند و زندگی شاد و سادهای دارند، از سرنوشت و بخت خوب خود آگاهند و این سرنوشت خوب بر پوست و ظاهرشان نیز تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: او بر بالای تخت نشسته و میخندد، مانند سرنوشت که به بداندیشان مینگرد و زندگی را به آسانی میسپارد.
هوش مصنوعی: خداوندی که فقط بداندیشان را ریشخند میکند، کسی نمیتواند بر او کاری کند جز بچهگنجشکان.
هوش مصنوعی: زمانی که خوبان و نیکوکاران نزد او حضور پیدا میکنند، درِ هدایت و خیر از جانب او به روی آنها گشوده میشود، مانند اینکه جوجهکلکها از منقار مادرشان، به سوی زندگی و رشد سوق مییابند.
هوش مصنوعی: برای پیدا کردن راه او به سوی هند، سفر را شروع میکند تا به دریاچه نیلگون برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.