گنجور

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸

 

گر وصال دوست خواهی در ره او شو فنا

تا حیات جاودان یابی به جانان در بقا

تا نگردی بیخبر از خود نیابی زوخبر

نیست از هستی بباید بود تا یابی بقا

یار نزدیک و تو دور افتاده از جهل خویش

[...]

اسیری لاهیجی
 

فضولی » دیوان اشعار فارسی » قصاید » شمارهٔ ۳ - ستایش قاضی رکن‌الدین بغداد

 

نیست اهل درد را جز درگهت دارالشفا

بی دوا دردی کزین درگه نمی یابد دوا

بود بی دردی مرا مانع ز ذوق وصل او

بنده دردم که شد سوی تو دردم رهنما

نیست جز ما دردمندی کز تو درمانی نیافت

[...]

فضولی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۷ - ترکیب بند در مدح امام ثامن ضامن علی بن موسی‌الرضا علیه التحیة والثناء

 

صد دعا و صد درود خوش ورود خوش ادا

کردش رحمت فرو از بارگاه کبریا

هر یکی از عرش آمین گو رئوس قدسیان

هر یکی در عرش تحسین خوان نفوس انبیا

خاصه سلطان الرسل با اولیای خاص خویش

[...]

محتشم کاشانی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱

 

کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا

گر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا

چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن

بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما

چون نمی‌آید به ساحل غرقهٔ دریای عشق

[...]

وحشی بافقی
 

وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » ترکیبات » در ستایش شاه غیاث‌الدین و شهزادگان

 

ای حریم خوش نسیم و ای فضای خوش هوا

رشک باغ حبتی هم درهوا، هم درفضا

خفتگان خاک همچون سبزه از گل سر زنند

از فضایت گر وزد بر عرصهٔ گیتی صبا

این جوان نورسی شد وان نهال نوبری

[...]

وحشی بافقی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر پنجم - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول

 

هر که جنباند کلید شرع را بر وفق طبع

طبع نگشاید برویش جز در ادبار را

شیخ بهایی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱

 

ای خداوندی که پیر چرخ با چندین چراغ

خاک پایت را طلبکارست بهر توتیا

هست روشن نزد عقل دور بینت هرچه هست

آری آری از ازل غفلت قدر شد با قضا

گر بخواهد راست بینی های فکرصایبت

[...]

ابوالحسن فراهانی
 

ابوالحسن فراهانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱

 

ای خداوندی که پیر چرخ با چندین چراغ

خاک پایت را طلبکارست بهر توتیا

هست روشن نزد عقل دور بینت هرچه هست

آری آری از ازل غفلت قدر شد با قضا

گر بخواهد راست بینی های فکرصایبت

[...]

ابوالحسن فراهانی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۲

 

آسمان، آسوده است از بی‌قراری‌های ما

گریه‌ی طِفلان، نمی‌سوزد دلِ گَه‌واره را

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۶۸

 

نیست در طینت جدایی عاشق و معشوق را

شمع از خاکستر پروانه می‌ریزیم ما

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۷۰

 

با جگر خوردن قناعت کن که این مهمانسرا

جز غم روزی ندارد روزی آماده‌ای

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۰۱

 

چشم بیداری است هر کوکب درین وحشت سرا

در میان اینقدر بیدار، چون خوابد کسی؟

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹

 

می نماید پایکوبان دار را منصور ما

تاک را آتش عنان سازد می پر زور را

هر سبکدستی نیارد نغمه از ما واکشید

ناخن شیرست مضراب رگ طنبور ما

کی حصاری می تواند ساخت طوفان را تنور؟

[...]

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۱۸

 

از هوای خود شود پیوسته ویران خانه ام

می کشد از رخنه دیوار و در خمیازه ها

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۵۳

 

در میان پشت و روی ما را گر فرقی بود

نیست از ادبار گردون فرق تا اقبال ما

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۵۷

 

می‌زند چون گل دو عالم موج آغوش امید

تا کجا شمشیر خواباند خم ابروی او

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۶ - در مدح شاه سلیمان و تاریخ بنای عمارت هشت بهشت

 

از صفای مرمر او زاهد شب زنده دار

از طلوع صبح می افتد غلط در هر زمان (کذا)

صائب تبریزی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۷۰۴

 

آتشین رخسار ما شمعی ست بزم حسن را

لیک شمعی کز سرش گل کرده تا پا روشنی

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۷۲۲

 

در دیار غم به غیر از کودکان اشک ما

کی بود چندین دبستان طفل را مادر یکی

طغرای مشهدی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲

 

عشق گسترده است خوانی بهر خاصان خدا

میزند هر دم صلائی سارعوا نحواللقا

بر سرخوانش نشسته قدسیان ساغر بکف

هین بیائید اهل دل اینجاست اکسیر بقا

یا عبادالله تعالوا اشربوا هذا الرحیق

[...]

فیض کاشانی
 
 
۱
۵
۶
۷
۸
۹
۱۱