گنجور

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۴ - سبب نظم کتاب

 

باد گو رقص بر عبیر کند

سبزه را مشک در حریر کند

۱ بیت
نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۴ - آگاهی بهرام از وفات پدر

 

ز‌آهنْ الماسِ او حریر کند

و‌آهنش سنگ را خمیر کند

۱ بیت
نظامی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۱

 

عشق چون ره بزند عقل چه تدبیر کند

مهر چون کم نشود سوز چه تقصیر کند

گم شده یوسف و یعقوب به بیت الاحزان

هم دم و هم نفس از ناله شبگیر کند

جهد کردیم و هم آخر متغیر گشتیم

[...]

۸ بیت
حکیم نزاری
 

اوحدی » جام جم » بخش ۲۱ - در قسمت کتاب

 

دومین دور شیرگیر کند

در فنون هنر بصیر کند

۱ بیت
اوحدی
 

اوحدی » جام جم » بخش ۷۲ - در حکمت

 

شفقت بر جوان و پیر کند

رحم بر منعم و فقیر کند

۱ بیت
اوحدی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲۹

 

چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند

به ازان است که صد گرسنه را سیر کند

سالها شد دل خوش مشرب ما ویران است

کیست در راه حق این بتکده تعمیر کند؟

تربیت یافته عشق جوانمردم من

[...]

۱۲ بیت
صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲۹

 

چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند

به ازان است که صد گرسنه را سیر کند

۱ بیت
صائب تبریزی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۱

 

وصل زن، رنگ چون زریر کند؛

مرا رفته رفته پیر کند

۱ بیت
آذر بیگدلی
 

یغمای جندقی » دیوان اشعار » سرداریه » رباعیات » شمارهٔ ۴۶

 

این پخته که سفله خام تعبیر کند

نامش غم دین نهاده تکفیر کند

صد مرحله زین گفته از آن گوینده

...تر آن بود که تقصیر کند

۲ بیت
یغمای جندقی
 

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۵۴

 

ترک چشمت چو کمین از پی نخجیر کند

شیوۀ هر نگهش کار دو صد تیر کند

دل سودازده را چاره ز زنجیر گذشت

تا دگر حلقۀ زلف تو چه تدبیر کند

پرده بردار که از شعشعۀ طلعت تو

[...]

۷ بیت
نیر تبریزی
 

شاطر عباس صبوحی » غزلیات ناتمام و اشعار پراکنده » تعبیر خواب پریشان

 

آهوی چشم تو نازم که چو نخجیر کند

شیر را گیرد و در زلفِ تو زنجیر کند

تکیه بر گوشهٔ ابرو زده چشمت، آری

ترک، چون مست شود، دست به شمشیر کند

بی سبب خون من آن ابروی پیوسته نریخت

[...]

۴ بیت
شاطر عباس صبوحی
 

فرخی یزدی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۷۲

 

دستی که به پرده کعبه را دیر کند

بیگانه خودی یگانه را غیر کند

بیرون شده ز آستین شهر آشوبی

از دست چنین بشر خدا خیر کند

۲ بیت
فرخی یزدی