فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۴ - آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویس
چو رامین دید جای دوست بی دوست
چو ناری بشکفید اندر تنش پوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۱ - نامه اول در صفت آرزومندى و درد جدایى
اگر گریم بدین تیمار نیکوست
گرستن بر چنین حالی نه آهوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۲ - نامهء دوم دوست را به یاد داشتن و خیالش را به خواب دیدن
به دل گویم هم اکنون دررسد دوست
کجا آن بوی خوش بوی تن اوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۷ - نامهٔ هفتم اندر گریستن به جدایى و نالیدن به تنهایى
به هر دردی که باشد صبر نیکوست
به چونین حال صبر از عاشق آهوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۲ - مویه کردن ویس بر جدایى رامین
بدرّد این دل از بس غم که در اوست
بدرّد نار چون پر گرددش پوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۳ - سیر شدن رامین از گل و یاد کردن عهد ویس
اگرچه ناز و شادی سخت نیکوست
گرامیتر ز صد شادی یکی دوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۴ - گفتن رفیدا حال رامین با گل
مرا درد آمد از نا دیدن دوست
کنون درمان من هم دیدن اوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۴ - گفتن رفیدا حال رامین با گل
وگر کشته شوم در حسرت دوست
مرا زان مرگ نامی سخت نیکوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۸۰ - پاسخ دادن ویس رامین را
درین گیتی به من شایسته خود اوست
که با آهوی من دارد مرا دوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۸۴ - پاسخ دادن رامین ویس را
توی دشمن مرا و هم توی دوست
نکوبختی که هر چیز از تو نیکوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۸۸ - پاسخ دادن رامین ویس را
گذار شهر و راه دشمن و دوست
ز یار خویش بخشودن نه نیکوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۹۳ - پاسخ دادن ویس رامین را
چه نیکو داستانی زد یکی دوست
که خاموشی به مرغان نیز نیکوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۹۵ - فرستادن ویس دایه را در پى رامین و خود رفتن در عقب
نگویی بر تن پاکم چه آهوست
و یا از روی و مویم چه نه نیکوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۹۶ - پاسخ دادن رامین ویس را
بلا را خودهمین یک حال نیکوست
که بشناسی بدو در، دشمن و دوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۲ - رفتن موبد به شکار
مرا بی دوست خامش بودن آهوست
گرستن بر جدایی سخت نیکوست
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۱ - وفات کردن ویس
شکیبانی ز پیران سخت نیکوست
بخاصه در فراق جفت یا دوست
قطران تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۳
تا کی باشم صبور در محنت دوست
کآرام دل و جان من از دیدن اوست
گر زین دوستی تو را بدرّاند پوست
از دوست همیشه دور بودن نه نکوست
عنصرالمعالی » قابوسنامه » باب دوازدهم: اندر مهمانی کردن و مهمان شدن و شرایط آن
اگر دوست مهمان بود یا نه دوست
شب و روز تیمار مهمان نکوست
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۳۶ - وداع کردن فرامرز از نزد کاوس و تأسف خوردن رستم و پند دادن رستم،فرامرز را
زنوشاد اگر دیو باشد نکوست
که او یار هست و بود یار دوست
