فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
گرانمایه جمشید فرزند او
کمر بست یکدل پر از پند او
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
چنان بدگهر شوخ فرزند او
بگشت از ره داد و پیوند او
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
بِدو باز دادند فرزند او
به خوبی بجستند پیوند او
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
به کوه اندرون به بود بند او
نیاید برش خویش و پیوند او
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را
گسسته شد از خویش و پیوند او
بمانده بدان گونه در بند او
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲ - داستان زاده شدن زال نوزاد سپیدموی سام
ورا مژده دادی به فرزند او
بر آن برز شاخ برومند او
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه
چو بشنید سیندخت سوگند او
همان راست گفتار و پیوند او
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۷ - آمدن سام برای دیدار رستم، جشن و پندهای پدرانه و بازگشت او به باختر
برفتند با او دو فرزند او
پر از آبْ رخ، دل پر از پند او
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۵ - رهایی بندوی به فریب نگهبان، کشته شدن توطئهگر در چوگان و گریز بندوی نزد موسیل ارمنی
چوبشنید بهرام سوگند او
بدید آن دل پاک و پیوند او
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۹ - ملاقات کردن فرامرز و بانوگشسب
چنان نیزه برزد کمربند او
که لرزید از آن بند پیوند او
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۰ - داستان پلاطُس
که همزاد او بود و پیوند او
بر او مهرش افزون ز فرزند او
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۶ - آوارگی جمشیدیان و زاده شدن آتبین
«مهارو» بُدی نام فرزند او
بر او شادمان خویش و پیوند او
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۸۴ - نامهٔ آتبین به نزدیک بهک، شاه ماچین
از اندرز جمشید و از پند او
مرا این رسانید فرزند او
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۵۰ - بازگشت آتبین از راه دریا
سرافراز طیهور و پیوند او
همان هرچه بودند فرزند او
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۷۲ - مرگ دختر کوش و زاری پدر
یکی بت سرشتند مانند او
چه گویند بودهست چون کند او
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۷۳ - بازگشت به مغرب و کشتن قراطوس
زن و بچّه و خویش و پیوند او
همه خوار و بیچاره در بند او
خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۰ - در تغزل و شکایت
دلسوز ما که آتش گویاست قند او
آتش که دید دانهٔ دلها سپند او
هر آفتاب زردم عیدی بود تمام
چون بینمش که نیم هلال است قند او
بر چون پرند، لیک دلش گوشهٔ پلاس
[...]
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۱۳ - افسانهٔ نانوای بینوا و توانگری وی به طالع پسر
شه از وقت مولود فرزند او
خبر جُست و از حال پیوند او
عطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » حکایت مگسی که به کندو رفت و دست و پایش در عسل ماند
در طپیدن سست شد پیوند او
وز چخیدن سختتر شد بند او
