عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۸۶
ای میر نوازنده و بخشنده و چالاک
ای نام تو بنهاده قدم بر سر افلاک
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان » بخش ۸ - حکایت زن دادخواه با سلطان محمود
که ز من عامل نسا املاک
بستد و من شدم ز رنج هلاک
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب » بخش ۱۱ - اندر مدح خواجهٔ عمید احمدبن مسعود تیشه و وصف حال خانهای گوید که از جهت حکیم سنایی کرده بود و اسباب مهیّا گردانیده
سقف او وقف خانهٔ افلاک
خوانده در صحن مالکالاملاک
عطار » خسرونامه » بخش ۲ - در نعت سیدالمرسلین خاتم النبیین صلی اللّه علیه و آله و سلم
سوار چابک میدان افلاک
نظام عالم و سلطان لولاک
عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید
گذر میکرد و میشد سوی افلاک
ابا عقل کل اندر عین لولاک
عراقی » عشاقنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - درنعت محمد مصطفی صلیالله علیه و آله و سلم
آنکه پوشیده خلعت «لولاک»
وز بلندیش پست شد افلاک
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۵۲ - در بیان آنکه چون مولانا و شیخ صلاح الدین قدسنا اللّه بسرهما العزیز از مریدان منکر روی گردانیدند و ایشان زیان های آن را در خود مشاهده کردند و دیدند که کلی محروم خواهند شدن بردر ایشان بفغان آمدند و توبه و استغفار پیش آوردند
همه گشتند صافی و چالاک
چون ملک رفته جمله بر افلاک
سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۱۱ - در بیان آنکه اولیاء اسرار حقاند و هر که به سرّ خدای عشق بازی کند با خدای کرده باشد، به کسی دیگر نکرده باشد. پس از این روی حق تعالی عشقبازی به خود میکند همچنانکه به مصطفی علیهالسّلام میفرماید که «لولاک لما خلقت الافلاک» اگر تو نمیبودی آسمان و زمین را نمیآفریدم یعنی برای آن آفریدم که «تا من که خدایم پیدا شوم» چنانکه میفرماید «کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف» گنجی بودم پنهان خواستم که پیدا شوم. هرکه زیرک است و عاقل داند که این هر دو سخن یکی است
زان به احمد خطاب شد لولاک
که برای تو ساختیم افلاک
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۴ - در نعت پیامبر (ص)
شهشنشاه سریر ملک لولاک
سوار عرصه میدان افلاک
ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۲ - فی نعت النبی علیه الصلوٰة و السلام
خیاط ازل قبای لولاک
بر قامت تو برید چالاک
هلالی جغتایی » صفات العاشقین » بخش ۱۷ - حکایت خواجه که غلام صاحب جمال خود را بعاشق بخشید و بواسطه آن جمال با کمال فرزند خویش را دید
چنان بسیار شد اسباب و املاک
که تنگ آمد فضای دور افلاک
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۵ - در چگونگی شبی که پیغمبر بر آسمان بر شد
خدیو عالم جان شاه «لولاک»
مقیمان درش سکان افلاک
ملا مسیح » رام و سیتا » بخش ۵ - ایضاً فی نعت
زمین در زیر کفشش عرش افلاک
خدا طغرای عرشش خواند لولاک
ملا مسیح » رام و سیتا » بخش ۸۴ - جنگ رام و لچمن با دیوان
ز بیم خنجر گردان چالاک
گریزان باز پس فتنه به افلاک
وحیدالزمان قزوینی » شهرآشوب کوچک » بخش ۲۱ - صفت نجّار
بندند در از وقوف چالاک
از تخته ی روز و شب بر افلاک
جویای تبریزی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۱۰ - در تعریف اسب
هلال آسا فکند این شوخ چالاک
ز نعلش حلقه ها در گوش افلاک
حزین لاهیجی » مثنویات » چمن و انجمن » بخش ۳ - آرایش شاهدان انجمن آرای سخن به زیور نعت خواجهٔ کونین صلّی الله علیه و آله المصطفین
طفیلی خوارخوان جودش افلاک
گواه این سخن، منشور لولاک
حزین لاهیجی » مثنویات » تذکرة العاشقین » بخش ۴ - عرض زمین بوس به حضرت ختمی پناه علیه التّحیّه والثّناء
ای صدرنشین بزم لولاک
در خاک مذلت تو افلاک
صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۳۱ - البارقه
مرا آنرا بارقه خوانند سلاک
که بر دل همچو برق آید ز افلاک