گنجور

 
۱
۲
۳
…
۲۳
 

فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران

 

چنین گفت کز نزد تور آمدم

بفرمود تا یک زمان دم زدم

۱ بیت
فردوسی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۱۹

 

رنجورم و در دل از تو دارم صد غم

بی لعل لبت حریف دردم همه دم

زین عمر ملولم من مسکین غریب

خواهد شود آرامگهم کوی عدم

۲ بیت
ابوسعید ابوالخیر
 

عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شام

 

بگفتش که من نصر بن احمدم

بحی خزاعه درون بخردم

۱ بیت
عیوقی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۸ - جواب دادن ویس رسول شاه موبد را

 

چه باشد عشق را بدگوی کژدم

هر آنک او نیست عاشق نیست مردم

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال

 

در آورده به هم کژدم سر و دم

ز سستی همچو سرما خورده مردم

۱ بیت
فخرالدین اسعد گرگانی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۵۷ - رزم فرامرز با دیو سیاه و گرفتنش

 

به خنجر کلان کوه را بستدم

سپاهی بر آن گونه بر هم زدم

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۲۵ - آمدن ارژنگ شاه با سپاه بر سر هیتال شاه گوید

 

که پیغام دستان رسد دم بدم

بدین آتش کینه دم برسدم

۱ بیت
عثمان مختاری
 

امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۵

 

از روضهٔ حسن تو نگاری رسدم

وز موکب وصل تو غباری رسدم

تا چند کشند و چند افروزندم

من سوخته‌ام چرا همی سوزندم

۲ بیت
امیر معزی
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۲۷۱ - نامهٔ کوش پیل‌دندان به نزدیک فریدون

 

به نیروی شاه جهان بستدم

همه کاخ و ایوان به هم بر زدم

۱ بیت
ایرانشان
 
 
۱
۲
۳
…
۲۳
 
تعداد کل نتایج: ۴۵۳