محمد بن مخلد سگزی » قطعه در شکست عمار به دست یعقوب لیث
جز تو نزاد حوا و آدم نکشت
شیرنهادی به دل و بر منشت
معجز پیغمبرِ مکّی تویی
به کنش و به منش و به گوشت
فخر کند عمار روزی بزرگ
[...]
رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲
به حق نالم ز هجر دوست زارا
سحرگاهان چو بر گلبن هَزارا
قضا گر داد من نستاند از تو
ز سوز دل بسوزانم قضا را
چو عارض برفروزی میبسوزد
[...]
رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۵ - عصا بیار که وقت عصا و انبان بود
مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود
نبود دندان، لا بل چراغ تابان بود
سپید سیم زده بود و دُرّ و مرجان بود
ستارهٔ سحری بود و قطره باران بود
یکی نماند کنون زآن همه، بسود و بریخت
[...]
رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۳
وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
... یر
دوستا، آن خروشِ بربط تو
خوشتر آید به گوشم از تکبیر
زاری زیر و این مدار شگفت
[...]
رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می
مادر می را بکرد باید قربان
بچهٔ او را گرفت و کرد به زندان
بچهٔ او را ازو گرفت ندانی
تاش نکوبی نخست و زو نکشی جان
جز که نباشد حلال دور بکردن
[...]
رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۹
مشوشست دلم از کرشمهٔ سلمی
چنان که خاطر مجنون ز طرهٔ لیلی
چو گل شکر دهیم درد دل شود تسکین
چو ترش روی شوی وارهانی از صفری
به غنچهٔ تو شکر خنده نشانهٔ باده
[...]
فرالاوی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۵
هوشم ز ذوق لطف سخنهای جانفزاش
از حجرهی دلم سوی تابوک گوش شد
دقیقی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۹ - قصیده
پریچهره بتی عیار و دلبر
نگاری سرو قدّ و ماه منظر
سیه چشمی که تا رویش بدیدم
سرشکم خون شدهست و بَرّ مشجر
اگر نه دل همیخواهی سپردن
[...]
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد
کُنون اِی خِرَدمَند وَصفِ خِرَد
بَدین جایگَه گفتن اَندر خُورَد
کُنون تا چه داری بیار از خِرَد
که گوشِ نیُوشَنده زو بَر خُورَد
خِرَد بِهتر از هَر چه ایزَد بِداد
[...]
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
تو را دانش و دین رهاند درست
درِ رستگاری ببایدت جست
وگر دل نخواهی که باشد نژند
نخواهی که دائم بُوی مستمند
به گفتارِ پیغمبرت راه جوی
[...]
فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
سخنگوی دهقان چه گوید نخست
که نام بزرگی به گیتی که جست
که بود آن که دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر یاد دارد پسر
[...]
فردوسی » شاهنامه » طهمورث » طهمورث
پسر بد مر او را یکی هوشمند
گرانمایه طهمورث دیو بند
بیامد به تخت پدر بر نشست
به شاهی کمر بر میان بر ببست
همه موبدان را ز لشکر بخواند
[...]
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
گرانمایه جمشید فرزند او
کمر بست یکدل پر از پند او
برآمد بر آن تخت فرّخ پدر
به رسم کیان بر سرش تاج زر
کمر بست با فرّ شاهنشهی
[...]
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
یکی مرد بود اندر آن روزگار
ز دشت سواران نیزه گذار
گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد
ز ترس جهاندار با باد سرد
که مرداس نام گرانمایه بود
[...]
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
چو ابلیس پیوسته دید آن سخن
یکی بند بد را نو افگند بن
بدو گفت گر سوی من تافتی
ز گیتی همه کام دل یافتی
اگر همچنین نیز پیمان کنی
[...]
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید
از آن پس برآمد ز ایران خروش
پدید آمد از هر سویی جنگ و جوش
سیه گشت رخشنده روز سپید
گسستند پیوند از جمّشید
بر او تیره شد فرّهٔ ایزدی
[...]
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
چو از روزگارش چهل سال ماند
نگر تا به سر برش یزدان چه راند
در ایوان شاهی شبی دیر یاز
به خواب اندرون بود با ارنواز
چنان دید کز کاخ شاهنشهان
[...]
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش
چو بگذشت از آن بر فریدون دو هشت
ز البرز کوه اندر آمد به دشت
بر مادر آمد پژوهید و گفت
که بگشای بر من نهان از نهفت
بگو مر مرا تا که بودم پدر؟
[...]
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
چنان بُد که ضحاک را روز و شب
به نام فریدون گشادی دو لب
بر آن برز بالا ز بیم نشیب
شده ز آفریدون دلش پر نهیب
چنان بُد که یک روز بر تخت عاج
[...]
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۰ - آزاد شدن دختران جمشید از بند ضحاک به دست فریدون
طلسمی که ضحاک سازیده بود
سرش به آسمان بر فرازیده بود
فریدون ز بالا فرود آورید
که آن جز به نام جهاندار دید
و زآن جادوان کاندر ایوان بدند
[...]
