فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
سخنگوی دهقان چه گوید نخست
که نام بزرگی به گیتی که جست
که بود آن که دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر یاد دارد پسر
[...]
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۹ - رفتن زال به دیدار رودابه و انداختن رودابه کمند گیسو زال را
چو خورشید تابنده شد ناپدید
در حجره بستند و گم شد کلید
پرستنده شد سوی دستان سام
که شد ساخته کار بگذار گام
سپهبد سوی کاخ بنهاد روی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۶ - روز سوم نبرد، محاصرهٔ دهستان، کشته شدن شاپور و بارمان و عقبنشینی قارن به پارس
ازان پس بیاسود لشکر دو روز
سه دیگر چو بفروخت گیتی فروز
نبد شاه را روزگار نبرد
به بیچارگی جنگ بایست کرد
ابا لشکر نوذر افراسیاب
[...]
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۵ - نبرد روز نخست رستم و سهراب، خستگی دو پهلوان، یورش بر سپاهها و پیمان جنگ بامداد
به آوردگه رفت نیزه بکفت
همی ماند از گفت مادر شگفت
یکی تنگ میدان فرو ساختند
به کوتاه نیزه همی بافتند
نماند ایچ بر نیزه بند و سنان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۳ - رفتن گشتاسپ به کابل، بازگرداندن زریر، جشن آشتی با لهراسپ و گله از تاج کاوسیان
همی رفت گشتاسپ پرتاب و خشم
دلی پر ز کین و پر از آب چشم
همی تاخت تا پیش کابل رسید
درخت و گل و سبزه و آب دید
بدان جای خرم فرود آمدند
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۶ - خان چهارم اسفندیار: هشدار گرگسار، کشتن سیمرغ و جشن پیروزی
جهانجوی پیش جهانآفرین
بمالید چندی رخ اندر زمین
بر آن بیشه اندر سراپرده زد
نهادند خوانی چنان چون سزد
به دژخیم فرمود پس شهریار
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۰ - سخن تلخ رستم بر در سراپرده، پند آشتی پشوتن و پافشاری اسفندیار بر جنگ
چو رستم بدر شد ز پردهسرای
زمانی همی بود بر در به پای
به کریاس گفت ای سرای امید
خنک روز کاندر تو بد جمشید
همایون بدی گاه کاوس کی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۶ - خشم سکندر بر طینوش، رایزنی نهانی قیدافه و فریفتن او به کمین در بیشه
چو طینوش گفت سکندر شنید
به کردار باد دمان بردمید
بدو گفت کای ناکس بیخرد
ترا مردم از مردمان نشمرد
ندانی که پیش که داری نشست
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱۹ - گریز اردشیر از کرم و هفتواد، پناه دو جوان و کشتن مهرک نوشزاد جز دخترش
پراندیشه بود آن شب از کرم شاه
چو بنشست خورشید بر جایگاه
سپه برگرفت از لب آبگیر
سوی پارس آمد دمان اردشیر
پس لشکر او بیامد سپاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۸ - تولد و نهفت اورمزد، بازی چوگان و آشکار شدن نژادش، شادی اردشیر از آمیزش تخمهٔ مهرک
بسی برنیامد برین روزگار
که سرو سهی چون گل آمد به بار
چو نه ماه بگذشت بر ماهروی
یکی کودک آمد به بالای اوی
تو گفتی که بازآمد اسفندیار
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۲ - زادن بهرام، پیشگویی شهریاری هفت کشور و آمدن نعمان و منذر برای پرورش او
ز شاهیش بگذشت چون هفت سال
همه موبدان زو به رنج و وبال
سر سال هشتم مه فروَدین
که پیدا کند در جهان هور دین
یکی کودک آمدش هرمزد روز
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴ - پناه شبانهٔ بهرام گور به خانهٔ جهود، شرط پاککردن سرگین و وفای پیمان با دستار حریر
ز پیش سواران چو ره برگرفت
سوی خان بیبر به راهام تفت
بزد در بگفتا که بیشهریار
بماندم چو او بازماند از شکار
شب آمد ندانم همی راه را
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴۱ - بازگشت بهرام از قنوج، خطبهٔ داد بر تخت و دینآموزی سپینود در آذرگشسپ
چو آگاهی آمد به ایران که شاه
بیامد ز قنوج خود با سپاه
ببستند آذین به راه و به شهر
همی هرکس از کار برداشت بهر
درم ریختند از کران تا کران
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶ - پند خواهر به بهرام گرد در نکوهش تاجخواهی و ناسپاسی و پاسخ او به دیرشدن کار
چوخواهرش بشنید کامد ز راه
برادرش پر درد زان رزمگاه
بینداخت آن نامدار افسرش
بیاورد فرمانبری چادرش
بیامد بنزد برادر دمان
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۹ - نامهٔ پنهانی بهرام به مهتران، خیانت فرستاده و پاسخ فریبندهٔ خسرو
چوآمد به بهرام زین آگهی
که تازه شد آن فر شاهنشهی
همانگه ز لشکر یکی نامجوی
نگه کرد با دانش و آب روی
کجا نام او بود داناپناه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۵ - نیایش خسرو پس از پیروزی بر بهرام، نامه به قیصر و پوشیدن جامهٔ چلیپا
ازین سوی خسرو بران رزمگاه
بیامد که بهرام بد با سپاه
همه رزمگاهش به تاراج داد
سپه را همه بدره و تاج داد
یکی بارهٔ تیز رو برنشست
[...]
فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۴ - آگاهی فرود از آمدن سپاه طوس، پند جریره به کینخواهی و شناسایی سران با تخوار
پس آگاهی آمد بنزد فرود
که شد روی خورشید تابان کبود
ز نعل ستوران وز پای پیل
جهان شد بکردار دریای نیل
چو بشنید ناکار دیده جوان
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۹ - رستم در کسوت بازرگان به ختن، دیدار ناشناس با پیران و گشودن بازار گوهر
چو سالار نوبت بیامد بدر
بشبگیر بستند گردان کمر
همه نیزه داران جنگ آوران
همه مرزبانان ناماوران
همه نیزه و تیر بار هیون
[...]
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۱ - برداشتن سنگ چاه به نیروی رستم، رهایی بیژن، بخشایش گرگین و آراستن سپاه برای کین افراسیاب
بدانگه که رستم ببربر گره
برافگند و زد بر گره بر زره
بشد پیش یزدان خورشید و ماه
بیامد بدو کرد پشت و پناه
همی گفت چشم بدان کور باد
[...]
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گوید
ای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار
پرسد که چگونه ست کنون یار مرا کار
گوید که مرا چاکرکی بود وفاجوی
گوید که مرا بندگکی بود وفادار
اندوه خورد، کو غم من خورد همی دی
[...]
