فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۵
چو او گور و شیر دلاور بکشت
به ایوان خرامید تیغی به مشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴
همی ز ایدر امشب نخواهد گذشت
سخن گفتن و رای بسیار گشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۵
ز سرگین و زربفت و دستار و خشت
بسی گفت با سفله مرد کنشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۷
وزان جای خرم بیامد به دشت
چو در سینهٔ مرد، می گرم گشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۸
بزد کفشگر جام می هفت و هشت
هماندر زمان آتشش سخت گشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۹
درختی به هر جای هرکس بکشت
شد آن جای ویران چو خرم بهشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱
یکی خانهای کرده از پخته خشت
به ساروج کرده بسان بهشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
نگویی مرا کاین ددان ار که کشت
که او را خدای جهان باد پشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴
کنیزک ببرد آبه دستان و تشت
ز دیدار مهمان همی خیره گشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶
کنون سال من رفت بر سی و هشت
بسی روز بر شادمانی گذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶
کجا ناجوانمرد بود و درشت
چو سی و شش از شهریاران بکشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷
یکی مرد بر گرد لشکر بگشت
که یک تن مباد اندرین پهن دشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۹
بهار آمد و شد جهان چون بهشت
به خاک سیه بر فلک لاله کشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۰
بگفتند با شاه چندی درشت
که بخت فروزانت بنمود پشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۳
چو پاسخ شود نامه بر خوب و زشت
همین پوزش ما بباید نوشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۳
پس آن نامه را زود پاسخ نوشت
پدیدار کرد اندرو خوب و زشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۵
هرانکس که ناچیز بد چیره گشت
وز اندازهٔ کهتری برگذشت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۵
به عنوان برش شاه گیتی نوشت
دل داد و دانندهٔ خوب و زشت
