نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۱ - قصیده مسمی به فخر المناقب فی منقبت سلطان ابوالحسن علی ابن موسی الرضا علیه التحیه و الثنا
چمن شکفت و گل آراست بزم روحانی
رساند باغ به ساغر شراب ریحانی
زمانه بوقلمون جلوه شد ز حسن بهار
کشید نامیه طرح هزار دستانی
رسید هودج بلقیس گل زطرف سبا
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۲ - قصیده شتر حجره در جواب مولانا کاتبی علیه الرحمه و المغفره
مرا دلی است شتر حجره ساز داده وطن
شتر شتر غم او را به حجره حجره تن
به حجره ی غم او از شتر دمی دارد
دلم به رنگ شتر حجره ی جرس شیون
شتر گلو است ره سیل حجره های سرشک
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۳ - در منقبت امام ثامن (فخر القصاید)
بسته ام تا در رهش بر باد پا نعل شتاب
چون فلک بوسد رکاب سایه ام را آفتاب
نقش پایم بر زمین چون مرغ بسمل می طپد
تا مرا شوق حریمش داده سر در اضطراب
طایرم را شهپر توفیقش از جا می برد
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۴ - قصیده مظهر اعجاز فی منقبه امام الجن و الانس سلطان ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه التحیه و الثنا
سفیده دم که زدم ساغر از شراب طهور
دلم زد از علم نور اتاقه بر سطور
ز گوهر سخنم فاش می توان دیدن
فروغ حسن چو لطف از جبین خنده ی حور
ز جنبش قلمم نقش بسته باغ ارم
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۵ - فی المرثیه امیر البرره
در آستین مرا است ز بحرین دیده ها
صد دجله خون به ماتم سر خیل اولیا
آب گهر چو سنگ شود منبع شرار
گرد چو گرم اشک جهانسوز بحرها
چون رشته های شمع زسوز جگر دهد
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۶ - مدح رسول خدا ص
قندیل طاق عرش جمال محمد است
معراج اهل حال وصال محمد است
قرآن که نسخه ای زد و حرفش بود دو کون
یک شرح مختصر ز کمال محمد است
بسم الله است مطلع مشکین هلال او
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام
ای گزین مسند ز دوش مصطفایت یا علی
جانشین دست رحمت نقش پایت یا علی
خطبه ی اظهار حق را منبری در کار بود
دوش پیغمبر از آن شد متکایت یا علی
مصطفی را همنشین در عرش می دانم که بود
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۸ - در مدح پادشاه
مسند آرای فلک مهد کشد چون حمل
روز بالش کند افتد شب ناقص به خلل
کم به تدریج شود گرد ظلام از رخ روز
همچو زنگار کز آیینه زداید صیقل
رود از روز به تحلیل شب غالیه فام
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۹ - در مدح پادشاه
در این باغ آن بلبل آیین فغانم
که چون غنچه زد جوش گل آشیانم
گل عارض حور نقشی زکلکم
بساط ارم طرحی از بوستانم
تجلی فروز است شمع ضمیرم
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - در مدح پادشاه
در دلم تا گشت طالع مهر آن زرین کلاه
هر سر مو بر تنم شد مشرق خورشید و ماه
تا فروغ لعل او شد چهره پرداز نظر
چون شفق یاقوت پوش از مردمک خیزد نگاه
بی بهار شعله ی رخسار او دارد دلم
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - در مدح پادشاه
گر کشته را لطیفه ی لعل تو جان دهد
راه عدم خیال دهانت نشان دهد
پیمود بس که نرگس مستت شراب ناز
مخمور را نگاه تو رطل گران دهد
اندیشه را خدنگ نگاه تو پی کند
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۱۲ - قصیده فخریه(در مدح زمان خان)
فلک البروج طبعم به ثوابت معانی
شده جامع دقایق چو مدار آسمانی
صحف نتایج من به اصول جامعیت
زده از ره حقایق در مجمع البیانی
همه مظهر رموزم چو صحیفه ی الهی
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - قصیده ی گلشن اقبال
رسید عید که مشاطه ی جمال بهار
کشد جمیله ی گل را نقاب از رخسار
بنان نامیه مانی صفت به صفحه ی باغ
به خط سبزه گشاید زمردین پرگار
زعطر سایی مشاطگان بزم چمن
[...]
نورس دماوندی » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در مدح نواب ایرانمداری شیخ علی خان اعتماد الدوله
خنده ی صبح است یا آیینه ی صبح بهار
نسترن خندیده یا گلزار شد پروین نگار
بیدمجنون است یا لیلی پریشان کرده مو
سنبلستان است یا زلف عروسان تتار
جوش ریحان است یا هندو هجوم آورده است
[...]
