گنجور

 
شهریار تبریزی
 

نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده

که بلکه رام غزل گردی ای غزال رمیده

سیاهی شب هجر و امید صبح سعادت

سپید کرد مرا دیده تا دمید سپیده

ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر

برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده

به اشک شوق رساندم ترا به این قد و اکنون

به دیگران رسدت میوه ای نهال رسیده

ز ماه شرح ملال تو پرسم ای مه بی مهر

شبی که ماه نماید ملول و رنگ پریده

بهار من تو هم از بلبلی حکایت من پرس

که از خزان گلشن خارها به دیده خلیده

به گردباد هم از من گرفته آتش شوقی

که خاک غم به سر افشان به کوه و دشت دویده

هوای پیرهن چاک آن پری است که ما را

کشد به حلقه دیوانگان جامه دریده

فلک به موی سپید و تن تکیده مرا خواست

که دوک و پنبه برازد به زال پشت خمیده

خبر ز داغ دل شهریار می شوی اما

در آن زمان که ز خاکش هزار لاله دمیده

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد در ‫۹ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۰۸ نوشته:

در مصراع «که از خزان گلشن خارها به دیده خلیده»
ظاهراً کلمه «گلش» به اشتباه «گلشن» نوشته شده است. اگر اینچنین است اصلاح بفرمائید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

hassan در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۴ نوشته:

سایه یک غزل در استقبال این غزل شهریار دارد که اگرچه در زبان‌آوری و فصاحت سر تر است اما خودش خاضعانه آن را فروتر از غزل شهریار می‌نشاند...
هنوز چشمِ مرادم رخِ تو سیر ندیده
هوا گرفتی و رفتی ز کف، چو مرغِ پریده
تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم:
که: «این فرشته برای من از بهشت رسیده...»
بیا که چشم و چراغم تو بودی از همه عالم
خدای را! به کجا رفتی؟ ای فروغ دو دیده!
هزار بار گذشتی به ناز و هیچ نگفتی
که: «چونی؟ ای به سرِ راهْ انتظار کشیده!»
چه خواهی از سر من؟ ای سیاهی شب هجران!
سپید کردی چشمم در انتظارِ سپیده
به دست کوته من دامن تو کی رسد؟ ای گل!
که پای خسته ی من عمری از پی تو دویده ...
ترانه ی غزل دلکشم مگر نشنفتی
که رام من نشدی آخر ؟ ای غزال رمیده!
خموش سایه! که شعر تو را دگر نپسندم
که دوش، گوشِ دلم شعر شهریار شنیده...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حسام در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۹ نوشته:

درود. با مقابله وزن و متن میتوان نتیجه گرفت که حاشیه ای که جناب "محمد" نگاشته اند به جا و درست است، اگر چه بنده با نسخه چاپ شده مقایسه نکرده ام اما این نکته بدیهی می نماید. بنا بر این لطفا تصحیح بفرمایید.
سپاسگزارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

محمد تدینی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۹ نوشته:

با درود
خواهشمندم در نیم بیت زیر، گلشن را به گلش تغییر دهید.
البته این را می دانم که صورت موجود، از نظر کلامی شیواتر است ولی برای موزون شدن شعر ناگزیر به چنین تغییری هستیم.
«که از خزان گلشن خارها به دیده خلیده»
سپاسگزارم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سودابه مهیجی در ‫۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۵ نوشته:

بیت ششم ، خزان گلش ، صحیح است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.