گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو

مه برلب افق لبه ای از کلاه تو

لرزنده چون کواکب گاه سپیده دم

شمع شبی سیاهم و چشمم به راه تو

کی میرسی به پرچم خونین چون شفق

خورشید و مه سری به سنان سپاه تو

ای دل فریب جادوی مهتاب شب مخور

زلفش کشیده نقشه روز سیاه تو

شاها به خاکپای تو گل ها شکفته اند

ما هم یکی شکسته و مسکین گیاه تو

من روی دل به کعبه کوی تو داشتم

کآمد ندای غیب که این است راه تو

یک نوک پا به چادر چوپانیم بیا

کز دستچین لاله کنم تکیه گاه تو

آئینه سازمت همه چشمه سارها

وز چشم آهوان بنوازم نگاه تو

بعد از نوای خواجه شیراز شهریار

دل بسته ام به ناله سیم سه گاه تو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امید نوشته:

تورا قسم به سر بی بدن…. بیا

👆☹

امید نوشته:

روح مرحوم استاد سخن فخر سرزمین آذری ها شاد

👆☹

وحید محمدپور کاریزکی نوشته:

در مورد بیت پایانی:
شعرای بزرگ همچون شهریار واقف به زیبایی واثرگذاری شعر خود بوده اند. خواجه شیراز نیز در منتها درجه دلکشی و شیرینی سخن، در فزون از شصت مورد، از شعر خود چه به جا که تعریف نموده است. از آن جمله:
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ *** سرود زهره به رقص آورد مسیحا را
یا در جای دیگر:
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد *** که شعر حافظ شیرین سخن ترانه تست.

👆☹

کتابخانهٔ گنجور