گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد

تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد

یادت نکنم زان که فراموش نکردم

ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد

چشمی که منور نشد از نور جمالش

گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد

از دولت ساقی که جهان باد به کامش

از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد

عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم

یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد

ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم

بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد

سلطان بود آن کس که بود بندهٔ سید

صد جان بفدایش که بود بندهٔ استاد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.