گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

واحدی در کثیر پیدا شد

احدی لاجرم هویدا شد

جام گیتی نما به ما دادند

صورت و معنئی مهیا شد

نور اول خوشی تجلی کرد

نیک بنگر که عین اشیا شد

بوی یوسف ز مصر عشق آمد

چشم یعقوب عقل بینا شد

هر حبابی که بود ازین دریا

عاقبت باز عین دریا شد

در دو عالم کسی یگانه شود

کز شش و هفت و هشت یکتا شد

سید از ما جدا فتاد ولی

چون ز ما بود باز از ما شد

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.