گنجور

 
امیر شاهی سبزواری
 

ساقی به آب خضر نشان ده پیاله را

کز دل برون کنیم غم دیر ساله را

بلبل ز روی گل همه حرف جفا شنید

آه ار ورق بباد دهند این رساله را

هر دم شکفته تر شود از آه من رخت

از رهگذار باد چه غم شمع لاله را؟

برخوان وصل دست ارادت مکن دراز

کالوده کرده اند بزهر این نواله را

بخت غنوده را سر خواب است همچنان

شاهی چه تیز می‌کنی آهنگ ناله را؟