گنجور

شمارهٔ ۵۲

 
شاهدی
شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات
 

در مجالس گر سخن زان لعل میگون می رود

کز چه می خندد صراحی از دلش خون می رود

زورقی میسازم از بحر خیالش دیده را

کیم شب از نوک پیکان نیل و جیحون می رود

در شب دیجور زلفش هر که دید آن قرص ماه

گرچه آید با کمال عقل مجنون می رود

دل کز آن زلف مسلسل می کشد سوی لبت

گوییا افعی گزیدش بهر معجون می رود

شاهدی چون بند آن چشمان مست از بیخودی

میدواند کو به سوی خانه‌اش چون می رود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان شاهدی به ضمیمهٔ کتاب تحفهٔ شاهدی  » تصویر ۴۶

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور