ای بیکفن فدای تو جسم اطهرت
زینب شو فدایی ببریده حنجرت
ای کاش خواهر تو نمیدید اینچنین
بر نوک نی سر تو و صدپاره پیکرت
آوردی ام به کرب و بلا بیکس و غریب
خوش میکنی غریب نوازی ز خواهرت
بردار سر ز خهاک و بپرس از من فکار
کای زینب ستمزده، کو کهنه معجرت
شمر این قدر نداشت مروت که بعد قتل
بیرون نمود پیرهن کهنه از برت
کافی نبود زخم تنت از سم ستور
کرد ابن سعد سرمه صفت جسم اطهرت
چندان امان نمیدههدم شمر بیپدر
تا قاصدی روانه کنم نزد مادرت
گوید که یا بتول سوی کربلا بیا
غلطان به خون ببین بدن نازپرورت
از بهر گوشواره دریدند کوفیان
گوش عروس فاطمه زار دخترت
رفتم دگر، ولی بود این داغ بر دلم
کز بعد من چه آید از این قوم بر سرت
(صامت) شدی چه نوحهگر ماتم حسین
دیگر بود چه واهمه از روز محشرت؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به زینب (خواهر امام حسین) خطاب کرده و از داغ و مصیبت عظیمی که بر او گذشته است، سخن میگوید. او حسرت میخورد که کاش زینب این صحنههای دلخراش را نمیدید، به خصوص سر بریده بر نیزه و بدن مجروح حسین. گوینده از زینب میخواهد تا از زمین سر بردارد و از خدا بپرسد درباره مظلومیت و رنجهایی که متحمل شدهاند. او به ظلم کوفیان و بیرحمی شمر اشاره میکند و از زخمهای بدن حسین و بیتوجهی دشمنان به حرمت او مینالد. در انتها، او ابراز میکند که این داغ همیشه در دل او خواهد ماند و از عواقب این مصیبتها بر سر زینب و نسل بعد از او نگران است. این شعر به غم و اندوه عمیق ناشی از واقعه عاشورا میپردازد.
هوش مصنوعی: ای بیکفن، جانم را فدای تو میکنم و جسم پاکت را به خاطر زینب نثار میکنم. تو فدای حنجره بریدهات هستی.
هوش مصنوعی: ای کاش خواهرت نمیدید که چگونه بر نوک نی سر تو قرار دارد و پیکرت چطور تکهتکه شده است.
هوش مصنوعی: تو مرا به کربلا آوردی، جایی که تنها و بیکس هستم. اما با مهربانی و لطافت به من میرسید و خوشحال میکنی، مانند خواهرت که به من توجه دارد.
هوش مصنوعی: از خاک سر بلند کن و از من بپرس که ای زینب ستمدیده، کجاست آن معجرهی کهنهات؟
هوش مصنوعی: شمر اینقدر انصاف نداشت که بعد از کشتن حسین، پیراهن کهنهاش را از تن بیرون بیاورد.
هوش مصنوعی: زخمهایی که بر بدنت بود، کافی نبود و ابن سعد به سوی تو مانند سُم اسب حملهور شد و بدن پاکت را هدف قرار داد.
هوش مصنوعی: به من اجازه نداد تا با خیال راحت پیامم را به مادرت برسانم؛ اوست که مانند شمر بیپدر، بیرحمی میکند.
هوش مصنوعی: میگوید ای بینظیر، به سوی کربلا بیا و در میان خون، بدن نازک و لطیفت را ببین.
هوش مصنوعی: کوفیان برای به دست آوردن گوشواره، گوش عروس فاطمه، دختر شما را پاره کردند.
هوش مصنوعی: رفتم، اما هنوز این درد در دلم باقیست که بعد از من چه بلاهایی بر سرت خواهد آمد از این مردم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی تو سکوت کردهای و دیگر نوحهگر مصیبت حسین نیستی، چه دلیلی برای ترس از روز قیامت وجود دارد؟ در واقع، نسبت به وقایع و سرنوشت خود بیتفاوت شدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بفکن مرا ز پای چو تیزست خنجرت
چون دست من رسد بکنم پوست از سرت
عیسی لبی و مرده دلم در برابرت
چون تخم پیله زنده شوم باز دربرت
چون شمع ریزم از مژه سیلاب آتشین
ز آن لب که آتش است و عسل میدهد برت
گر خود مگس شوم ننشینم بر آن عسل
[...]
تا دورم از جمال و رخ روح پرورت
بیخواب و بیخورم ز غم روی چون خورت
زنهار تا گمان نبری کز تو خالیم
دل نزد تست گرچه به تن دورم از برت
مندیش کز غم تو دل آزار گشته ام
[...]
ای آفتاب تافته از روی انورت
وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت
شکل صنوبر قد تو چون پدید شد
بشکفت سرو از قد همچون صنوبرت
خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگر
[...]
آه ای فلک ز دست تو و جور اخترت
کردی چو خاک پست مرا، خاک بر سرت
جز عکس مدعا ز تو کس صورتی ندید
تاریک باد آینهٔ مهر انورت
مشمار برق آه جگر سوز من به هیچ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.