برای رفتن شام و وداع شاه شهیدان
ز جمله اسرا نوبت سکینه رسید
ز پشت ناقه عریان فتاد روی زمین
نهاد لب به گلوی بریده شه دین
به گریه گفت که ای جان فدای پیکر تو
که کرده است جدا! ای پدر ز تن سر تو
امان نمیدهدم که نهم بر جراحت بدنت
نه معجزری که ز سر گیرم و کنم کفنت
گشای چشم و نظر کن چگونه از سیلی
شده است صورت طفل یتیم تو نیلی
خوشا به حال علیاکبر و علیاصغر
که در جوار تو افتاده پیکر بیسر
بود سر سفر ای جان من به قربانت
دمی یتیم نوازی کن از یتیمانت
به شام اگر نمیآیی تو ای امام ز من
نما سفارش ما را به شمر ذیالجوشن
ایا غریب صف نینوا خداحافظ
قتیل خنجر شمر دغا خداحافظ
بس است (صامت) از اینجا سخن مگوی دگر
بگو دمی سخن از حال کودکان دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، سکینه، دختر امام حسین (ع)، به وداع با پدرش میپردازد و از حال غمانگیز و دردناک او صحبت میکند. او بر روی زمین افتاده و به پیکر بریده پدرش مینگرد. در حالی که از جدایی او و آثار جراحات بر بدنش میگوید، به یاد کودکان یتیم و بیسر میافتد، به علی اکبر و علی اصغر اشاره میکند که در جوار پدرشان قرار دارند. سکینه از امام حسین (ع) درخواست میکند که اگر به شام نمیرود، از او بخواهد تا بر کودکان یتیم پرستاری کند و به شدت به غریب بودن خود و خانوادهاش اشاره میکند. در نهایت، او از غم و درد ناشی از جدایی و فراق سخن میگوید و از حال دیگر کودکان یتیم درخواست میکند.
هوش مصنوعی: شام و وداع شاه شهیدان، لحظهای فرا رسید که نوبت سکینه، یکی از اسرا، برای رفتن بود.
هوش مصنوعی: در این جمله، میتوان گفت که شخصی از پشت یک شتر به زمین افتاده و سپس لب به گلوی بریده یک شخص مقدس یا مهم میگذارد. این حرکت نمادی از احترام و ادای احترام به آن شخص است، که در اینجا به نوعی به شهادت و فداکاری او اشاره دارد. حسّی از آسیب و ناراحتی نیز در این تصویر نهفته است.
هوش مصنوعی: به گریه گفتم که ای جان، جانم فدای جسم تو که از هم جدا شده است! ای پدر، از بدن تو سر تو جدا شده است.
هوش مصنوعی: من نمیگذارم که بر زخم بدنت بگذارم، نه معجزهای که از سر تو بردارم و کفن تو کنم.
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن و تماشا کن که چگونه صورت این کودک یتیم به خاطر سیلی زده شده کبود شده است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال علیاکبر و علیاصغر که در کنار تو، پیکر بیسرشان بر زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: ای جان من، در سفر تو همیشه همراهی هستم. لحظهای برای یتیمان خود مهربانی کن و به آنها محبت نشان بده.
هوش مصنوعی: اگر به شام نمیآیی، ای امام، از طرف من خواستههایمان را به شمر ذیالجوشن منتقل کن.
هوش مصنوعی: ای غریبی که در کربلا به سر میبردی، از تو خداحافظی میکنم، ای شهید که با خنجر شمر به زمین افتادی، خداحافظ.
هوش مصنوعی: دیگر حرف نزن و ساکت باش، بهتر است مدتی درباره حال و احوال دیگر کودکان صحبت کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
شبی چو روز فراق بتان سیاه و دراز
درازتر ز امید و سیاه تر ز نیاز
ز دور چرخ فرو ایستاده چنبر چرخ
شبم چو چنبر بسته در آخرش آغاز
برآمده ز صحیفه فلک چو شب انجم
[...]
گرفت مشرق و مغرب سوار آتش و آب
ربود حرص امارت قرار آتش و آب
همی شکنجد باد و همی شکافد خاک
به جنبش اندر دود و بخار آتش و آب
به خشگ و تر به جهان دربگشت ناظر عقل
[...]
خری سبوی سرو روده گوش و خم پهلو
کماسه پشت و کدو گردن و تکاو گلو
چو آمد آید با او سبوی و روده و خم
چو شد کماسه رود با وی و تگا و کدو
خری سرش ز خری چون کدوی بیدانه
[...]
زهی بمشرق و مغرب رسیده انعامت
شکوه خطبه وسکه زحشمت نامت
زتست نصرت اسلام از آن فلک خواند است
حسام دولت و دین و علاء اسلامت
بزرگ سایه یزدان و آفتاب ملوک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.