گنجور

 
صامت بروجردی

این سرانی که بینی با رخ همچون قمرند

صدف علم نبی را همه یکتا گهرند

گرچه گردیده گرفتار ز هر بی‌پدری

اسد بیشه دین شیر خدا را پسرند

همه بنهاده اگر سر به سر حکم قضا

هر یکی باد شه امر قضا و قدرند

خشک گشته لبشان گر ز تف بی‌آبی

منبع کوثر و آب همه بحر و برند

رهنمایند بهر گمده در هر دو جهان

گرچه بی‌یار و معین بر سر هر رهگذرند

کودکانی که به رخ کرده روان سیل سرشک

اصل ایمان شجر باغ نبی را ثمرند

همه را گرد یتیمی بنگر بر رخسار

هر طرف روی نمایند به فکر پدرند

این زنانی که ندارند به سرها معجر

محرم خاص نبی عصمت حقرا ثمرند

رفته تاراج ستم زینب و اسبا همه

به سر عهد و وفا در بدر و خون جگرند

شامیان خنده نمایند به اولاد رسول

ز دل فاطمه و گریه او بی‌خبرند

(صامتا) بهر چه یک مرد ز اسلام نگفت

کاین اسیران حرم خسرو و جن و بشرند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ناصرخسرو

این رقیبان که بر این گنبد پیروزه درند

گرچه زیرند گهی جمله، همیشه زبرند

گر رقیبان به بصر تیز بوند از بر ما

این رقیبان سماوی همه یکسر بصرند

نامشان زی تو ستاره است ولیکن سوی من

[...]

منوچهری

بچگان ما مانندهٔ شمس و قمرند

زانکه همصورت و همسیرت هر دو پدرند

تابناکند ازیرا که دو علوی گهرند

بچگان آن بنسبتر که ازین باب گرند

مجیرالدین بیلقانی

ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند

پیش کاین تاج مه از تارک شب برگیرند

شاهدان شمع ز کاشانه برون اندازند

قدسیان مشعله هفت فلک درگیرند

نیکوان پرده بر انداخته در رقص آیند

[...]

ادیب صابر

آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند

و آمد آن روز که مرغان همه جز گل نچرند

دلبران بوسه به عشاق دراین فصل دهند

بیدلان پرده اندیشه در این فصل درند

گل و لاله چو رخ و عراض معشوق شدند

[...]

سعدی

دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند

یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند

نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک

الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند

عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه