دگر ندیده ستم کش جهان مقابل زینب
سرشته شد به غم و درد گوئیا گل زینب
به جز اسیری و طعن سنان و طعنه دشمن
ز زندگانی دنیا نگشت حاصل زینب
ز بعد قتلبرادر میان کوفی و شامی
بهر دم از غم و دردی شکسته شد دل زینب
کنم حکایت سیلی شمر و روی سکینه
و یا ز بستن بازوی در سلاسل زینب
میان لشگر اعدا ندات چادر و معجر
به سوی سربمه چهره گشت حایل زینب
به راه شام نمودند نصب لشگر کوفه
سر برادر او را به پیش محمل زینب
دگر نبود مقامی برای عترت طه
که در خرابه بیسقف گشت منزل زینب
فغان که زد ز ستم خیزران یزید سیهروی
به راس تشنهلب کربلا مقابل زینب
سزد که فخر کند (صامت) حزین بدو عالم
که شد به عین گدایی غلام مقبل زینب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بازتاب درد و رنج شخصیت زینب (سلاماللهعلیها) پس از واقعه عاشورا میپردازد. او با دیدن ستمهایی که به خانوادهاش روا داشته شده، غم و اندوه عمیقی را تجربه میکند. پس از شهادت برادرش امام حسین (علیهالسلام)، زینب در میان دشمنان قرار میگیرد و احساس تنهایی و سرگشتگی او به وضوح بیان میشود. او شاهد وقایع وحشتناکی است، از جمله کممحلی به عترت پیامبر و گسستگیهای ناشی از اسارت. در این شرایط، زینب نمایندگی از مظلومیت و پایداری در برابر ظلم را به عهده دارد و به عنوان نماد عشق و استقامت در تاریخ شناخته میشود.
هوش مصنوعی: زینب چنان در درد و رنج دست و پا میزده است که انگار بر دنیا ستم رفته است. زندگی او پر از غم و اندوه است، مثل گلی که به خاطر درد و رنجش پژمرده شده.
هوش مصنوعی: زینب جز رنج و سختی و درد و نیش زبان دشمن، در زندگی دنیا هیچ چیز دیگری به دست نیاورد.
هوش مصنوعی: پس از قتل برادر، دل زینب در میان مردم کوفه و شام به خاطر اندوه و درد بسیار، همیشه شکسته و غمگین بود.
هوش مصنوعی: من داستان سیلی زنی شمر و چهره سکینه را روایت میکنم، یا از بند و زنجیری که به بازوی زینب بسته شده است.
هوش مصنوعی: در میانهی جنگ و در میان دشمنان، چادر و روبند زینب به سوی خیمهی حاشیهای حرکت کرد و او به عنوان حائلی برای حفاظت از چهرهاش قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در مسیر شام، لشگریان کوفه را جمع کردند و سر برادر او را به پیش محمل زینب قرار دادند.
هوش مصنوعی: دیگر جایی برای خانواده پیامبر نیست، که زینب در این خرابه بدون سقف و پناهگاه اقامت گزیده است.
هوش مصنوعی: آه و فریاد که چقدر دردناک است، کمر یزید با چوب خیزران بر سر فرزندان کربلا، مقابل چشمان زینب که تشنگی را احساس میکند.
هوش مصنوعی: سزاوار است که حزین بر این جهان فخر کند، زیرا به وضوح مشاهده کرده است که چگونه در ظاهر، گدایی به خدمت غلامی از زینب درآمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به شام گشت چو اندر خرابه، منزل زینب
فزون شد از الم کربلا، غم دل زینب
چو گشت قافلهٔ کربلا، روانه سوی شام
کسی نبود که بندد به ناقه، محمل زینب
چو آفتاب درخشنده تا به شام، زکوفه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.