چو کرد قافله به یکسان به شام ورود
نمود صبح قیامت به چشم خلق قیام
هر آنچه بر سر آل علی گذشت ز جور
نمود تازه دگر باره عهد خود ایام
یکی به عیش که آل علی قتیل شدند
یکی بنوش که ما را زمانه گشت به کام
لباس نو همه بر تن ز اطلس دیبا
به کف خضاب چو کف الخضیب بسته تما
ز یک طرف سر بیچادر حریم رسول
ز جانبی به تماشاهم از خواص و عوام
ز قید سلسله مجروح گردن بیمار
شده ز جور رسن خسته بازوی ایتام
یکی به چوب ستم میزدی به فرق زنان
یکی ز آتش نی ریختی بهر دور بام
چسان گذشت به عابد که دید راس پدر
نشان سنگ جفا شد به شام غم انجام
نه کس که بر سر کلثوم افکند معجر
نه دادرس که به آن کودکان کند اطعام
جهان گرفت چنان تنگ بر حریم رسول
که گوئیا شده راحت بدان گروه حرام
به صدهزار تعب اهل بیت بیکس را
به وقت شام بدادند در خرابه مقام
ز بیوفایی دنیا همین بس است که رفت
به بزم کفر سر شاه کشور اسلام
نشسته بود به کرسی زر یهود و مجوس
ستاده بود بپا عابدین امام انام
چه گویم آه که کفر یزید شوم چه کرد
بچوب خیزر و لعل لب شریف امام
بس است شرح غم شام سر مکن (حاجب)
که نی به جسم توان ماند و نه بدل آرام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره وقایع دردناک و مصیبتبار واقعه عاشورا و پس از آن است. شاعر به توصیف حال و روز خاندان علی (ع) میپردازد که پس از شکست و در موقعیت سختی به شام برده میشوند. او به مظلومیت زنان و کودکان آل علی (ع) اشاره میکند و از ستمی که به آنها روا داشته شده، سخن میگوید. توصیف میشود که در حالی که دشمنان جشن و سروری دارند، اهل بیت (ع) تحت فشار و ضرب و شتم قرار دارند و هیچ کس نیست که به آنها کمک کند یا از آنها حمایت کند. پایان شعر نشان میدهد که دنیا چقدر بیوفا است و چگونه اهل بیت (ع) در مظلومیت و رنج به سر میبرند.
هوش مصنوعی: وقتی که کاروان به طور همزمان به شام وارد شد، مانند ظهور روز قیامت در نظر مردم جلوه کرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که بر خاندان علی (ع) گذشته، به خاطر ستم و ظلم، دوباره و تازه در زمانهای مختلف تکرار میشود.
هوش مصنوعی: یکی به خوشی و شادی اشاره میکند که افراد خاندان علی علیهالسلام جان خود را از دست دادهاند، و دیگری به نوشیدن و میپردازد و میگوید که زمانه به میل و خواسته ما پیش میرود.
هوش مصنوعی: لباس نو که از پارچههای نرم و باکیفیت درست شده، به تن دارد و دستانش هم مانند رنگی که به روی آن مالیده میشود، آراسته و زیباست.
هوش مصنوعی: از یک سو بدون پوشش، حریم پیامبر را مینگرم و از سوی دیگر به تماشا مینشینم، هم از خصوصیات بزرگزادگان و هم از عوام.
هوش مصنوعی: این بیت به شکلی زیبا به حال و روز کسی اشاره دارد که به خاطر مشکلات و دردهای زندگی، رنج میکشد. او از زنجیرهایی که به گردنش است رنج میبرد و نشاندهندهی سختیهای بسیار و فشارهایی است که بر دوش اوست. این فرد نه تنها خود، بلکه کودکانی که تحت سرپرستی او هستند نیز بار رنج را بر دوش دارند و به دلیل زحمات و فشارهایی که متحمل شدهاند، خسته و درماندهاند.
هوش مصنوعی: شخصی به زنان ضربه میزد و دیگری برای اینکه خانه را دور از آتش نگه دارد، تلاش میکرد.
هوش مصنوعی: عابد به طور ناگهانی متوجه شد که سنگ سختی بر روی قبر پدرش افتاده و این موضوع او را به شدت ناراحت و غمگین کرد. این صحنه نشاندهندهٔ درد و رنجی است که در زندگی گرفتارش شده است.
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که برای کلثوم پوششی بیفکند و هیچکس نیست که به این کودکان کمک کند و چیزی به آنها بدهد.
هوش مصنوعی: دنیا به گونهای بر حریم پیامبر فشار آورد که انگار برای آن گروه نیکوکار، راحتی و آسایش حقیقی به حرام تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: در هنگام غروب، به کسی که در خرابهای تنها بود و از اهل بیت نداشت، صد هزار زحمت و مشقت را تقدیم کردند.
هوش مصنوعی: از بیوفایی و ناپایداری دنیا همین کافی است که در مهمانی کفر و ناامیدی، شاه کشور اسلام نیز رفت.
هوش مصنوعی: در برابر مقام و قدرت یهودیان و زرتشتیان، عابدی از اهل بیت پیامبر (علیهالسلام) ایستاده بود.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر اندوه و ناامیدی است. گوینده در حال ابراز ناراحتی از وضعیت خود و از ظلم و بیعدالتیهایی است که به او و دیگران میشود. او از کفر و ناپایداری هراس دارد و به یاد اعمالی میافتد که باعث رنج و سختی برای امام خمینی و مردم شده است. احساسات عمیق و دردناکی در این کلمات نهفته است که از دل یک انسان آزرده میجوشد.
هوش مصنوعی: کافی است که درباره غم شب صحبت نکنی، زیرا نه جسمی تاب ماندن دارد و نه روحی میتواند آرامش بیابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
شبی چو روز فراق بتان سیاه و دراز
درازتر ز امید و سیاه تر ز نیاز
ز دور چرخ فرو ایستاده چنبر چرخ
شبم چو چنبر بسته در آخرش آغاز
برآمده ز صحیفه فلک چو شب انجم
[...]
گرفت مشرق و مغرب سوار آتش و آب
ربود حرص امارت قرار آتش و آب
همی شکنجد باد و همی شکافد خاک
به جنبش اندر دود و بخار آتش و آب
به خشگ و تر به جهان دربگشت ناظر عقل
[...]
خری سبوی سرو روده گوش و خم پهلو
کماسه پشت و کدو گردن و تکاو گلو
چو آمد آید با او سبوی و روده و خم
چو شد کماسه رود با وی و تگا و کدو
خری سرش ز خری چون کدوی بیدانه
[...]
زهی بمشرق و مغرب رسیده انعامت
شکوه خطبه وسکه زحشمت نامت
زتست نصرت اسلام از آن فلک خواند است
حسام دولت و دین و علاء اسلامت
بزرگ سایه یزدان و آفتاب ملوک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.