گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
صامت بروجردی
صامت بروجردی » غزلیات
 

کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگانها

سر ما و براه عشق بودن گوی میدانها

درین درگه محرم مزن بهر گشایش دم

که اینجا بش سهان را سرشکست از چوب دربانها

از این دریای پهناور به زودی رخت بیرون بر

که عمری بایدت سر کوفت بر سنگ بیابانها

مرو در طورای موسی بیا در کوی مشتاقان

بسی انوار طالع بین از این چاک گریبانها

گذشت آن عهد نوح و قصه دریا و طوفانش

که او یک بار طوفان دید ماهر لحظه طوفانها

نسیم صبحگاهی کن گذر ز آنجا که می‌دانی

بگو ای دوستان آخر چه شد آن عهد و پیمانها

شما ساکن به گلشن‌ها و ما سرگرم گلخنها

ز (صامت) هم به یاد آرید در طرف گلستانها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تیام نوشته:

عالی بود لب و دهانت بوسه صامت

👆☹

سید محسن نوشته:

کنون کافتاد دور حسن با این زلف و چوگانها—-که اینجا بس شهان را سر شکست از چوب دربانها—صحیح است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.