گنجور

 
حزین لاهیجی

خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل

خال تو نقطهٔ ورق انتخاب گل

بفکن عنان جلوه گلگون ناز را

تا موج سبزه می گذرد از رکاب گل

هرکس شکسته است به جامی خمار خویش

بلبل فتاده مست ز جام شراب گل

در حیرتم نسوخت چه سان از حجاب عشق؟

تا سوخت برق ناله بلبل نقاب گل

جوش بهار شیشهٔ طاقت به سنگ زد

شستم غبار توبهٔ دل را به آب گل

با حسن شرمگین چه کند چشم شوخ عشق؟

آتش به بلبلان زده، برق حجاب گل

هر بوته ای ز تاب شود، بوته ی گداز

آید اگر فسانه بلبل به خواب گل

شهری ست محو نالهٔ مستانه ات حزین

خلقی خراب بلبل و بلبل خراب گل

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سید حسن غزنوی

ای چهره منقش ما ماهتاب گل

درسایه تو خیمه زده آفتاب گل

برداشت پرده دار طبیعت حجاب باغ

بگشاد نقشبند ریاحین نقاب گل

برجست گل چو باد فسونگر به سحر گفت

[...]

صائب تبریزی

روزی که سوخت برق تجلی نقاب گل

بلبل چگونه اب نشد از حجاب گل

حاجت به سر گشودن مینای غنچه نیست

ما را بس است دیدن رنگ شراب گل

بلبل ز زخم خار به فریاد آمده است

[...]

سلیم تهرانی

پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل

جانسوزتر ز آتش شمع است آب گل

هرگز چنان نشد که ز بی برگی چمن

از رهن می فروش برآید کتاب گل

در گلشنی که چهره بر افروخت شمع ما

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه