در هوای عشق بازم دل پرواز کرد
بار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد
بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنم
رحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد
چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهود
وه چه دلداری که با من دلبر طناز کرد
چون ز نقش غیرخالی دید او لوح دلم
در سرای انس با خود جان ما دمساز کرد
هرکه از خلقان چو عنقا در جهان عزلت گزید
مرغ جانش در هوای لامکان پرواز کرد
هرکه بیند از همه عالم جمال روی او
در نهان و آشکارا با خودش همراز کرد
در جمال نوربخشش چون اسیری شد فنا
از بقای بی زوالش بانوا و ساز کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند. او از حالتی پرشور و شوق برای عشق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دلش دوباره به پرواز در آمده و به سمت محبوبش رفته است. شاعر با نشستن در درگاه محبوب، در انتظار رحمت او بوده و در نهایت، درهای عشق برایش باز شده است. در عالم درونی و بزم شهود، دلبر او را دلداری میدهد و با او به انس میپردازد. کسی که از دنیا فاصله گرفته، مثل پرندهای در جستجوی آزادی در آسمان است. هر کس که زیبایی محبوب را ببیند، در خلوت خود با او راز و نیاز میکند و در نهایت، عشق و زیبایی او به فنا و از خود گذشتگی منجر میشود و از آن، زندگی بیزوال پدید میآید.
هوش مصنوعی: دلم دوباره در فضای عشق پرواز کرد و عشق جدیدی در وجودم جوانه زد.
هوش مصنوعی: بر سر در او نشسته بودم و در نهایت آن معشوق به من رحم کرد و در بسته را به رویم گشود.
هوش مصنوعی: وقتی به خلوتخانهٔ مشاهده وارد شدم، چه آرامشی داشت که محبوب دلفریب با من همراه شد و مرا تسلی داد.
هوش مصنوعی: زیرا که او وقتی لوح دل مرا از نقش غیر خالی دید، در فضای دوستی با خود، روح ما را همسو و همساز کرد.
هوش مصنوعی: هر کس که مانند پرندهی افسانهای عنقا، از مردم فاصله بگیرد و در گوشهای زندگی کند، روحش به سوی دنیای نامحدود و آزاد پرواز میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی چهره او را در عالم به صورت پنهان و پیدا ببیند، با خود به راز و نیاز میپردازد.
هوش مصنوعی: در زیبایی نوربخش او، کسی به اسیری درآمده و به فنا رفته است، زیرا بقای جاودانهاش، مانند آواز و ساز، دلکش و دلنواز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لاله بر نرگس چو مهر و دوستی آغاز کرد
ابر خرم مجلسی از بهر ایشان ساز کرد
ابر چون می خورد هر یک مست گشت و ناز کرد
چون هزار آواز قصد نغمت و پرواز کرد
ایخداوند ایکه از رفعت همای همتت
بر فراز گنبد گردون نشیمن ساز کرد
هر کجا میزان عدل شاملت شاهین نمود
از سر گنجشگ عاجز ظلم باشه باز کرد
دشمن از تیر تو چون زاغ کمان شد گوشه گیر
[...]
باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کرد
بلبل بیدل نوای عاشقی آغاز کرد
خوش برآمد فال برگ بزم عشرت ساختن
چون صبا بهر تفؤل دفتر گل باز کرد
در چمن هر غنچه رازی داشت در دل سر به مهر
[...]
هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
بی توقف از جهان رنگ و بو پرواز کرد
داشت بیدردی به زندان تن آسانی مرا
زخم تیغ او در رحمت به رویم باز کرد
گر سبک سازی چو عیسی از علایق خویش را
[...]
تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
هر سر مو کز تنم سر زد، صدای ساز کرد
مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست
در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد
گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.