آن نه ابروی و این نه مژگان است
تیر بی پر و تیغ عریان است
آن نه قامت که سرو صدر نشین
و آن نه طلعت که شمس ایوان است
آن نه ابرو بود دو قبضه پرند
وان نه مژگان دو حصه پیکان است
رخ مخوانش که خجلت خورشید
لب مرانش که شرم مرجان است
دل در آویخت خوش بدان خم زلف
و ایمن از آن چه ی زنخدان است
پیش چشم تو نرگس از تشویر
سر چو نیلوفرش به دامان است
بودنم بی تو سخت و دشوار است
مردنم با تو سهل و آسان است
خوش صفایی دو اسبه می تازی
مگرت ره به کوی جانان است
باز کش خامه را عنان نگار
صفحه نامه این نه میدان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای محبوب میپردازد و به هنرمندانهای ویژگیهای ظاهری او را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، ابرو و مژگان را به تیر و تیغ و قامت را به سرو تشبیه میکند. او از احساس سختی و دشواری زندگی بدون محبوب صحبت میکند و نشان میدهد که بودن در کنار او بسیار آسان و خوشایند است. در نهایت، شاعر به معنای عمیقتری اشاره میکند که زندگی به عشق و ارتباط با جانان وابسته است.
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و جذابیت کسی اشاره دارد که نه تنها از ویژگیهای ظاهری مثل ابرو و مژه برخوردار است، بلکه تأثیر و قدرتی فراتر از آن را دارد. زیبایی او نه تنها در جزئیات مشهود است، بلکه همچون یک سلاح قوی و مؤثر عمل میکند.
هوش مصنوعی: آن نه تنها زیبایی و قامت است که در اوج است، و نه تنها چهرهای است که مانند خورشید در آسمان درخشان است.
هوش مصنوعی: این دو خط به زیبایی و جذابیت چهره شخص اشاره دارد. ابروهای او مانند پرهای زیبا و منحنی هستند و مژگانش مانند تیرکهای تیز و زیبا میباشند. در واقع، شاعر در این بیت به توصیف دلنشین و اغواکنندهی ویژگیهای ظاهری آن شخص پرداخته است.
هوش مصنوعی: چهرهات را نشان نده، زیرا که باعث خجالت خورشید میشود و لبهایت را هم به جلو نیاور، چرا که مانند مرجان شرمنده است.
هوش مصنوعی: دل خود را به زیباییهای خم زلف معشوقه بسیار گره زدهام و از مشکلات و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، احساس ایمنی و آرامش میکنم.
هوش مصنوعی: در برابر چشمان تو، نرگس به خاطر حساسیتش، مانند نیلوفر در آغوش تو است.
هوش مصنوعی: زندگی کردن بدون تو برایم خیلی سخت است، اما اگر تو باشی، مرگ برایم راحت و ساده خواهد بود.
هوش مصنوعی: تو به خوبی و زیبایی در حال دویدن هستی، اما آیا این مسیر به سوی محبوب واقعیات میرسد؟
هوش مصنوعی: باز هم قلم را از دست بکش و اجازه بده تا گلی را روی صفحه نامه ترسیم کند. اینجا جایی برای جنگ و نزاع نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکش خاک روب میدان است
عیسی اش پاسبان ایوان است
تا به غربت فتاد خاقانی
یکدری خانهایش زندان است
نه درون ساختنش توفیق است
نه برون تاختنش امکان است
روی چون عنکبوت در دیوار
[...]
آن جسد را حیات ازین جان است
همه تختند و او سلیمان است
زان صراحی، که جام رضوان است
بادهای ده، که جرعهاش جان است
دعوی عشق کردن آسان است
لیک آن را دلیل و برهان است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.