ای در دلم زکاوش عشق تو خارها
دستان سرای گلشن حسنت هزارها
از رشک سرو قامت شمشاد سایه ات
سیلاب اشک می رود از جویبارها
بویی مگر ز زلف توآرد برای وی
دارد چمن به راه صبا انتظارها
گر ره برند بر سر کویت بهار و دی
پهلو تهی کنند ز گلشن هزارها
نازم به چهره و زلف تو کز حسن رنگ و بوی
آزرم تبت آمد و شرم تتارها
دامن کشان به خاک شهیدان چو بگذری
آید هزار دست برون از مزارها
گه لابه گاه گریه گهی ناله گه خروش
عمری به بوی وصل تو کردم چه کارها
ما درمیان موج چنین قلزمی غریق
خلقی به ما نظاره کنان ازکنارها
محتاج تیپ غمزه و توپ دو زلف نیست
آن کو به یک اشاره گشاید حصارها
نوشین لب تو چیست میان سواد خط
شهدی که مور بسته به دورش قطارها
خالش به غمزدگان کند اغرای دلبری
در حکم یک پیاده ی او بین سوارها
یک بار اگر به فرق صفایی نهی قدم
از جان و سر به پای تو ریزد نثارها


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد و زیباییهای او را با تصاویری طبیعی و نمادین توصیف میکند. او در احساسات خود غرق شده و از دوری معشوق دچار اشک و ناله است. زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق، همچون زلف و چهرهاش، تحسین او را برانگیخته و او را به یاد شهیدان و شاهدان عشق میاندازد. شاعر به شوق دیدار معشوق، از تعبیرات مختلف برای توصیف عشق و درد فراق استفاده میکند و در نهایت خود را آماده میسازد تا همه چیز را برای معشوقش قربانی کند.
هوش مصنوعی: ای عشق تو در دل من، همچون خارهایی است که در باغ گلهای زیبای تو نشستهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و قامت تو، سایهات باعث میشود اشکها همچون سیلاب از جویبارها جاری شوند.
هوش مصنوعی: بویی از زلف تو در مسیر باد به مشام میرسد و چمن هم منتظر میماند تا ببیند چه چیزی خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر بهار و دی (سردی) در کنار کوچهی تو بیایند، گلهای بیشماری از باغی خواهند رفت.
هوش مصنوعی: من به چهره و زلف تو عشق میورزم، زیرا زیبایی و عطر تو از دلایلی است که حس شرم و عفت را به جان میآورد.
هوش مصنوعی: وقتی که با گردن افراشته و دامن کشان از کنار قبرهای شهیدان عبور کنی، انگار هزار دست از زیر خاک به سمت تو دراز شده است.
هوش مصنوعی: گاهی ناله و گاهی گریه میکنم و در گاهی هم با صدای بلند فریاد میزنم. تمام عمر به یاد وصل تو کارهای زیادی انجام دادم.
هوش مصنوعی: ما در میان امواج به شدت در حال تکان خوردن هستیم و گروهی از مردم به ما نگاه میکنند و از کنارهها نظارهگر ما هستند.
هوش مصنوعی: کسی که در دلش قدرت و جذابیت واقعی وجود داشته باشد، نیازی به جذابیت ظاهری یا زیباییهای معمولی ندارد. او با یک اشاره میتواند دلها را تسخیر کند و موانع را از پیش رو بردارد.
هوش مصنوعی: لبهای شیرین تو چه معنا دارند در کنار خطی که شبیه شهد است و مورچگان دور آن صف بستهاند؟
هوش مصنوعی: چهرهاش غمگینان را به یاد زیباییها میاندازد، مثل این است که او در میان سواران، خود را به عنوان یک پیاده نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر یک بار به سر و روی تو نگاهی بیندازی، جان و دل من فدای تو خواهند شد و همه چیزم را به پا میریزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نثره برد ز نثر بدیعت نثارها
شعری کند ز شعر لطیفت شعارها
گشته خجل زرای تو خورشید روزها
بشکسته تیر کلک ز شرم تو بارها
عاجز بود ز شرح کمالت زبانها
[...]
بسیار عمرها و بسی روزگارها
بگذشت و حکم ها بنگشت از قرارها
روز و شب است و سال و مه و جنبش و سکون
هر یک مسخرند به تکلیف کارها
وضعی نهاده اند ز مبدای کن فکان
[...]
باد سهند بین که : برین مرغزارها
چون میکند ز نرگس و لاله نگارها؟
در باغ رو، که دست بهار از سر درخت
بر فرقت از شکوفه بریزد نثارها
ساقی، میان ببند که هنگام عشرتست
[...]
وقت است جوش باده زند لاله زارها
میگون شود ز لاله لب جویبارها
طوفان لاله از سر دیوار بگذرد
گردد نهفته در گل بی خار، خارها
زرین تر از بساط سلیمان شود زمین
[...]
ای نام دلگشای تو عنوان کارها
خاک در تو، آب رخ اعتبارها
خورشید و مه دو قطره باران فیض تو
مدی ز جنبش قلمت روزگارها
باشد شفق ز بیم تو هر شام بر فلک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.