در تب و تیمار هجر همچو پر کاه
روی به دیوار حسرتم گه و بی گاه
شرم و غرور و تغافل این همه تا چند
کاش نمی کردمت ز عشق خود آگاه
روز به روزت جفا و ناز فزون شد
رحم ندارد مگر به سخت دلت راه
چشم وفا هر که داشت از تو جفا دید
آمده از روی طوع و رفته به اکراه
قصه ی عشقت همی درازتر آید
هر چه کنم داستان حسن توکوتاه
هر نگهی در رخ تو دارم و صد اشک
هر نفسی از دل تو دارم و صد آه
چندگزایم به یاد لعل مذابت
دست تغابن ز شام تا به سحرگاه
غیر تو ای مه که کاستی چو هلالم
کاهش خود بوه است خاصیت ماه
دل به وفای تو بسته بودم و اینک
تن به جفا بایدم نهاد علی الله
مسکنت کوی تست دولت جاوید
نیست مرا حاجتی به سلطنت شاه
هرکه صفایی چو من ندید چه از ره
لاجرم از ره به سر درآمده در چاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات عمیق و دردناک ناشی از فراق عشقش را بیان میکند. او از غم و اندوهی که به خاطر جدایی دچار شده، صحبت میکند و به دیوار حسرتش روی میآورد. او از شرم و غرور میگوید و آرزو میکند که ای کاش از عشق آگاه نمیشد. با گذشت زمان، جفای معشوق بر او افزایش یافته و او را به سختی میرساند. شاعر به این نکته اشاره دارد که هر کس به عشقش وفا داشته، از آن معشوق جفا دیده است. تاریخ عشق او روز به روز طولانیتر میشود، در حالی که داستان زیباییهای معشوقش کوتاهتر به نظر میرسد. او از یادآوری لبهای معشوقش و اشکهایش میگوید و بیان میکند که هر نفسی که میکشد، با اندوه همراه است. شاعر در پایان، به وفای خود به معشوق اشاره میکند و میگوید که برای بدست آوردن ثروت سلطنتی نیازی ندارد، بلکه تنها آرزویش عشق راستین است. با این حال، او به شدت در درد و رنج عشق خود گیر کرده و در این مسیر به دام افتاده است.
هوش مصنوعی: در حالتی از ناراحتی و عذاب ناشی از دوری، مانند پر کاهی که به دیوار حسرتش تکیه داده، در زمانهای مختلف به خودم میچسبم و غم دوری را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: این همه شرم و خودداری و ناآگاهی تا کی ادامه خواهد داشت؟ ای کاش من را از عشق خود آگاه نمیکردی.
هوش مصنوعی: هر روز بر سختیها و محبتهای بیپایهات افزوده میشود و رحمتی نخواهی یافت مگر اینکه دل سختی را تحمل کنی.
هوش مصنوعی: کسی که چشم وفا و صداقت داشت، از طرف تو بیوفایی و بدی دیده است. او با رضایت و خواست خود نزدیک شده، اما اکنون با نارضایتی و اکراه از تو دور میشود.
هوش مصنوعی: هر چه در مورد عشق تو بگویم و بنویسم، داستانی طولانیتر و پیچیدهتر میشود، در حالی که زیباییهای تو آنقدر عظیم و پرمعناست که نمیتوان در یک روایت کوتاه گنجاند.
هوش مصنوعی: هر بار که به چهرهات نگاه میکنم، به یاد صدها اشکی میافتم که از دل تو برایم ریخته شده و به اندازهی صد آه در سینهام حسرت دارم.
هوش مصنوعی: من به یاد لعل درخشان تو بیتاب هستم و احساس میکنم که شبها تا صبح در حسرت تو میگذرد.
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، غیر از تو هیچکس نیست که کم و کاستی داشته باشد، همانطور که هلال ماه هم به تدریج کم میشود. این کاهش، خصوصیت خود ماه است.
هوش مصنوعی: دل به صداقت و وفای تو سپرده بودم، اما حالا باید به بیوفایی تو تن بدهم و خود را به خدا بسپارم.
هوش مصنوعی: فقر و نیاز من در مسیر توست و من به حاکمیت و حکومت شاه هیچ نیازی ندارم.
هوش مصنوعی: هر کس مانند من احساس آرامش و صفا نکرده باشد، بیتردید از راهی به سرانجامی نامطلوب رسیده و درگیر مشکلات شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود
بود به ده فن ز راز نه فلک آگاه
زود فرو شد که عطسه دیر نماند
آه که کم عمر بود عطسهٔ من آه
جانش یکی عطسه داد و جسم بپرداخت
[...]
صدر ولایت، که نقد شیخ صفی داشت
قرب نود سال بود رهبر این راه
جانش بوقت رحیل عطسه زد و گفت
«یا ملک الموت، قد وصلت الی الله »
حالت او راملک چو دید عجب ماند
[...]
حلقه زلفش گشاد باد سحرگاه
اشرق شمس الضحی بنور محیاه
چند گریبان درم ز شوق جمالش
برفکن ای باد صبح دامن خرگاه
وصف سهی سرو ما بلند مقامی ست
[...]
زاده موسی بن جعفر ای علوی جاه
ای که شب و روز زائر تو به درگاه
ساخته درک مقام سیر الی الله
سهل بود در زیارت تو اگر راه
باقر عالی مقام سید امجد
زادهٔ هادی ستوده پیر دل آگاه
نزد پدر رفت و سال رحلت او را
یافت مطابق صغیر باغفر الله
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.