گسستن کی توانم زان دو گیسو
که بستم صد هزارش دل به هر مو
سر شکم آبرو برد ای دریغا
که ناید باز آب رفته در جو
نخواهد ماند دل در دست یک تن
کمان و تیر آن مژگان و ابرو
به چهر لاله گونت خال مشکین
در آتش رفته گویی طفل هندو
تعالی الله در اوصافت چه گویم
بدین حسن و بدین رای و بدین رو
ز صنف آفرینش کس ندیدم
بدین خلق و بدین خلق و بدین خو
لبت نوشین بطی میگون و می خوار
رخت سیمین بتی گل رنگ و گلبو
به عکس دلبران دلخواه و دلبند
خلاف دیگران دل دار و دلجو
کم آزاری که لطفش عادت وکیش
وفاداری که مهرش خصلت و خو
ستم درعصر او بر بال عنقا
جفا در عهد او بر شاخ آهو
صفایی تا به زلفت دل فرو بست
به چوگان تو سر بنهاده چون گو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف زیبایی و دلربایی معشوق پرداخته و احساسات عمیق عاشق را بیان میکند. شاعر از گیسوان معشوق که دلش را به هر کدام بسته سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند به گذشته بازگردد. عشق و زیبایی معشوق به قدری است که شاعر احساس میکند دلش در دستان یک فرد نخواهد ماند و توصیفهای مختلفی از چهره، موی و لب معشوق ارائه میدهد. در نهایت، شاعر به شخصیت و خصلتهای خوب معشوق اشاره کرده و از وفاداری و مهربانی او سخن میگوید.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم از این دو گیسوی بافته شده جدا شوم، در حالی که به هر رشتهاش صد هزار دل بستهام؟
هوش مصنوعی: آب رفته به جوی برنمیگردد و این جای تأسف دارد که زیبایی و خوشیهایی که از دست رفتهاند، دیگر قابل بازگشت نیستند.
هوش مصنوعی: دل کسی نمیماند که تحت تأثیر زیباییهای یک نفر باشد، مانند کمان و تیر، که تنها به یک هدف محدود نمیشوند.
هوش مصنوعی: بر چهرهات لکهای سیاه مانند خال مشکی است که به نظر میرسد در آتش افتاده باشد، گویا کودکی هندی است.
هوش مصنوعی: خداوند را چه بگویم درباره ویژگیهایت که اینقدر زیبا و باهوش و باوقار هستی؟
هوش مصنوعی: در میان مخلوقات، هیچکس را نیافتهام که مانند او باشد، نه در ظاهر و نه در اخلاق.
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون شربت شیرین است و نوشیدن آن لذتبخش و آرامشبخش. چهرهی تو مانند نقره میدرخشد و زیباست، همچون گلی که در رنگهای مختلف و با لطافت خاصی جلوهگر است.
هوش مصنوعی: به جهت دلباختگان و عاشقانی که همیشه محبوبشان محبوب است، تو باید در پی عشق و محبت واقعی باشی و به دنبال دلخوشی و دلجویی بروی.
هوش مصنوعی: شخصی که کمترین آزار را به دیگران میرساند، به خاطر لطف و مهربانیاش به این حالت عادت کرده است و وفاداری او نشاندهنده مهر و محبت ذاتیاش است.
هوش مصنوعی: در زمان او، ظلم و ستم به گونهای است که پرندهای بزرگ و افسانهای مانند عنقا به پرواز درآمده و از آن دور میشود. در همان زمان، آزار و بیرحمی به حدی رسیده که بر روی شاخههای آهو نیز سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: زیبایی زلف تو آنچنان دل را محو و مسحور کرده که مثل بازیکنی که میخواهد توپ را هدف بگیرد، سرش را بر روی آن گذاشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو از نوروز گردد این جهان نو
هوا خوشتر شود آنگه همی رو
مرا هجران آن آهوی آمو
همی دارد چو بچه مرده آهو
ز گردشهای این چرخ سبکرو
همان آید کزان سنگ و از آن جو
پدر گفتش که چون زر سایه افکند
ترا از گوهر و از پایه افکند
نیاید دُنیی و دین راست هر دو
ز حق میدان که نتوان خواست هر دو
در این رقص و در این های و در این هو
میان ماست گردان میر مه رو
اگر چه روی میدزدد ز مردم
کجا پنهان شود آن روی نیکو
چو چشمت بست آن جادوی استاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.