به طور عم خون بریزی یا به اکراه
نتابم گردن از تیغت علی الله
چنان گردم به خاک مقدمت پست
که گردم می نتابی رفتن از راه
دریغا حسرتا کم برنتابد
به آمال دراز این عمر کوتاه
عوض کردی قضا کاش ازتفضل
به وصل بهجت افزا هجر جانکاه
به جور خلق خوکردم درین عهد
چه منت ها به گردن دارم از شاه
نیابد حظ معنی اهل صورت
شناسد فرق زفتی کی ز آماه
به مغز از پوست حاشا چون گراید
جز آن کز این به آن پیداکند راه
همان عشقم سبب شد ورنه هرگز
از این غفلت نکردی عقلم آگاه
بزن پایی و در فرگاه رحمت
برآر از جیب خجلت دست در خواه
بنه روی پریشانی به حضرت
بریز اشک پشیمانی به درگاه
چه سود آخر صفایی جز زیانت
از این خورد شب و خواب سحرگاه
بشور این نامه آلوده از اشک
بسوز این چامه فرسوده از آه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از احساسات عمیق خود در مورد عشق و طمعهای انسانی سخن میگوید. او بیان میکند که عشق او باعث شده به سوی خداوند و درگاه او رو کند، حتی اگر این عشق به درد و اندوه بیانجامد. شاعر از کردههایش پشیمان است و با اشک و ندامت به درگاه ربوبی دعا میکند. او همچنین به سرنوشت و قضا اشاره دارد و حسرت عمر کوتاه را میخورد، در حالی که میداند که این دنیا فانی است. در نهایت، او خواستار پاکی از آلودگیهای انسانی و ارتباط واقعی با حقیقت و معشوق است.
هوش مصنوعی: یا با اختیار خونم را بریزی یا اینکه با تیرگی و ناخوشنودی، سرم را از زیر تیغ تو کنار نزنم.
هوش مصنوعی: به قدری سر در گریبان عشق تو هستم که برایت خالصانه و با کمال افتادگی خود را در این مسیر قرار میدهم که حتی فکر رفتن از آن را هم ندارم.
هوش مصنوعی: متأسفانه، عمر ما کوتاه است و آرزوهای بلند و دور به این راحتی برآورده نمیشوند.
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر ابراز میکند که تغییر سرنوشت و قضاوتی که در زندگیاش نسبت به عشق و هجران داشته، او را به امید وصل و دیدار معشوق کشانده است. او آرزو میکند که از لطف و محبت معشوق، از غم و اندوه هجران رهایی یابد و به خوشی و شادابی وصل برسد.
هوش مصنوعی: دنبال سازگاری با رفتار مردم بودهام و اکنون به خاطر چه بدهیها و انتظاراتی باید از پادشاه سپاسگزاری کنم.
هوش مصنوعی: کسی که فقط به ظواهر و جلوهها توجه میکند، نمیتواند لذت واقعی را از عمق معانی برداشت کند و درک درستی از تفاوتهای ظریف و واقعی زندگی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: هیچ چیز به سطحی از پوست و ظواهر نچسبد، مگر آنکه حقیقتی عمیقتر در زیر آن وجود داشته باشد که بتواند از این به آن منتقل شود.
هوش مصنوعی: عشق من باعث شد که به این موضوع توجه کنی، وگرنه هرگز نمیتوانستی از این غفلت آگاه شوی.
هوش مصنوعی: به خودت بگو که از ننگ و شرم کنار بگذاری و با تمام وجود به درگاه رحمت پروردگار بروی و از او درخواست کنی.
هوش مصنوعی: به خاطر ناراحتی و بیقراریام، اشکهای پشیمانیام را در پیشگاه محبوب بریزم.
هوش مصنوعی: آخر چه فایدهای دارد که از زیبایی شب لذت ببریم، در حالی که صبحگاه با پیامدهای منفی آن روبهرو میشویم؟
هوش مصنوعی: این نامه را که به خاطر اشکهایم آلوده شده، بشوی و این شعر که از آههایم فرسوده شده را بسوزان.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی جشنِ نو آیین کرده بُد شاه
که بُد درخورْدِ آن دِیهیم و آن گاه.
کجا بی جای ته ای بر همه شاه
که مو آیم بدانجا از همه راه
همه جا جای ته مو کور باطن
غلط گفتم غلط استغفرالله
شه انجم به پیروزی شهنشاه
محول شد برین پیروزه خرگاه
ز برج ماهی لؤلؤ پشیزه
ببرج تیره مرجان چراگاه
ز تحویل شه انجم بتعجیل
[...]
مراخود نیست عادت هجو گفتن
که کردستم طمع زین قوم کوتاه
معاذالله که من کس را کنم هجو
ز مدح گفته نیز استغفرالله
ز گنج سوخته چون ساختی راه
ز گرمی سوختی صد گنج را آه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.