من اول ره که رفتار تو دیدم
به درد این گرفتاران رسیدم
به دستی دامن از دستم کشیدی
که از دستت گریبان ها دریدم
به هشیاری شکستم شیشه و جام
شراب از چشم سرمستت کشیدم
ز قتلم تا دگر نایی پشیمان
به زیر تیغت اینسان آرمیدم
شهم در ششدر نرد غمت مات
به دل تا مهره ی مهر تو چیدم
به میدان بلا از تیر مژگان
چو ابروی کمان دارت خمیدم
ز حرمان من آخر حاصلت چیست
مکن چندین خدا را ناامیدم
فشانم باد را برخاک ره جان
رساند از وصالت گر نویدم
به شوق قتل خود زان دست مخضوب
نماید تیغ خنجر برگ بیدم
به قیدی دل برو بستم صفایی
که از قید دو عالم وارهیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد ناشی از آن صحبت میکند. او ابتدا به رفتار معشوق اشاره میکند که باعث شده به شدت دچار احساسات و درد شود. شاعر توصیف میکند که چگونه از وجود معشوق دست کشیده و در این مسیر، خود را به خطر انداخته است. او به حالتی از هشیاری و مستی اشاره دارد که ناشی از عشق اوست و این که تا چه حد بخاطر عشق و غم معشوق آسیب دیده است. در نهایت، او از ناامیدی نسبت به خداوند صحبت میکند و خواهان رسیدن به وصال و رسیدن به خبری خوب از معشوق است. شعر به طور کلی بازتابی از عاشق شدن و دلبستگی عمیق به محبوب میباشد.
هوش مصنوعی: زمانی که دیدم راه تو را، احساس کردم که به دل این بیچارگان رسیدهام.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به لحظهای اشاره میکند که شخصی با دست خود دامن او را میکشد و این باعث میشود که او به شدت ناراحت و عصبانی شود و در نتیجه، از خشم خود گریبانهای دیگران را پاره کند. این تصویر نشاندهندهی شدت احساسات و واکنشهای ناگهانی انسانی است.
هوش مصنوعی: با آگاهی و هوشیاری تمام، شیشه و جام شراب را از چشمان مستت جدا کردم.
هوش مصنوعی: از زمانی که به قتل من اقدام کردی و تا وقتی که نتوانی بیشتر مرا آزار دهی، به خاطر این که زیر تیغ تو آرامش یافتم، پشیمانم.
هوش مصنوعی: دل من در بازی غم به جایگاهی افتاده که تحت تأثیر مهر تو قرار گرفته است. من مهرههای عشق تو را در زندگیام چیدهام.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، با چشمان دلربا و ابروانی که مانند کمان خمیده است، به تو نگاه کردم.
هوش مصنوعی: از ناامیدی و حسرت من دیگر چه سودی عایدت میشود؟ چرا خدا را اینقدر ناامید میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر باد را بر خاک بپاشم، جانم به وصالت خواهد رسید، اگر بشارت دهم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوقی که به مرگ خود دارد، آن تیغ خنجر چون برگ بید، به طور خاص و زیبا حرکت میکند.
هوش مصنوعی: دل خود را به یک قید و شرطی بستم که از محدودیتهای دو جهان خلاص شدم و به آرامش و صفایی رسیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنان چون من ز تو شادی ندیدم
ز دیدارت همه تلخی چشیدم
نصیحتهای هاتف چون شنیدم
چو هاتف روی در خلوت کشیدم
از آن از خدمتت دوری گزیدم
که خود را لایق خدمت ندیدم
ایا یاری که در تو ناپدیدم
تو را شکل عجب در خواب دیدم
چو خاتونان مصر از عشق یوسف
ترنج و دست بیخود می بریدم
کجا آن مه کجا آن چشم دوشین
[...]
ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
چنین باشد چو گفت دل شنیدم
گذر کردم به بازار جمالت
دلی بفروختم، جانی خریدم
جهانی کشته ای از من مکن ننگ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.