ز دل یک ناله در دام تو ای صیاد نشنیدم
اسیری در گرفتاری چنین آزاد نشنیدم
به دور لعلت ای خسرو چو بینم شور مشتاقان
عجب دارم که یک شیرین و صد فرهاد نشنیدم
چه خوب آموخت خال از غمزدگانت طرز خون ریزی
مگو دیگر که یک شاگرد و صد استاد نشنیدم
به جز چشمت که با مژگان مرا شریان گشود از دل
ز صد نشتر فزون در دست یک فصاد نشنیدم
مهی از جنس مردم مهر منظر مشتری سیما
پری پیکر ملک پرور دو حوری زاد نشنیدم
سراپا نقش بستت صانع از جان ورنه من هرگز
چنین صورتگری از خامه ی ایجاد نشنیدم
جز آن کآباد غم وز باده ی عشقت خرابستی
دلی خرم درین دیر خراب آباد نشنیدم
صفایی منعم از افغان مکن هنگام جان بازی
به بالینم چرا فرمود اگر فریاد نشنیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیباییهای آن اشاره دارد و شاعر در آن نالههای دل خود را به صیاد (عاشق) میسازد. او در توصیف عشق و جذابیت معشوقش میگوید که هرگز ندیده است کسی بهاندازهای که او را اسیر خود کرده باشد. همچنین از درد و رنج عشق سخن میگوید و به هنر معشوق در جذب و تسلیم کردن دلها اشاره میکند. شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر احساساتش میپردازد و آن را بینظیر و بیهمتا میداند. در انتها، او از احساس ناامیدی و یأس خود در عشق میگوید و از محبوب خواستار توجه و پاسخ است.
هوش مصنوعی: من از دل یک ناله در دام تو نشنیدهام، و تا به حال اسیری را در چنین گرفتاریتی، در حالی که آزاد باشد، ندیدهام.
هوش مصنوعی: وقتی به دور لعل تو، ای خسرو، نگاه میکنم و شور و شوق عاشقان را میبینم، متعجب میشوم که چرا فقط یک شیرین وجود دارد و صد فرهاد عاشق او را نشنیدم.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که یکی از آسیبدیدگان از سوگ و غم، به خوبی یاد گرفته است که چگونه میتواند درد و رنج خود را به نمایش بگذارد. او با اشاره به اینکه در دنیای علم و دانش، ممکن است یک شاگرد از تجربههای زیاد اساتید بهرهمند شود، بیان میکند که واقعیتهای زندگی و احساسات، گاه از تجربههای معنوی و عمیقتر ناشی میشود تا از تدریس اساتید. به عبارت دیگر، فرد آسیبدیده با وجودی که ممکن است در حوزهای شکوفا و تحصیلکرده باشد، اما تجربیات واقعی و عاطفی است که او را به درک و شناخت عمیقتری میرساند.
هوش مصنوعی: جز چشمان تو که با مژگان زیبا جان مرا زنده کرد، در دل با وجود دردهای بسیار، هیچ صدای دیگری را نشنیدم.
هوش مصنوعی: زن زیبایی با چهرهای روشن و دلربا همچون ماه وجود دارد که در بین مردم نفوذی خاص دارد. او به قدری زیباست که هیچ وقت چیزی شبیه به او را ندیدهام، مانند فرشتگان و حوریان که در روایات دربارهشان آمده است.
هوش مصنوعی: تمامی زیباییها و ویژگیهای تو را صانع (خالق) با تمام وجودش خلق کرده است، و اگر اینگونه نبود، من هرگز چنین هنرمندی را از تواناییهای آفرینش نشنیدهام.
هوش مصنوعی: جز اینکه از غمِ عشق و باده، دل شاد و خوشی در این خرابهزادگان نداشتم، هیچ چیز دیگری نشنیدم.
هوش مصنوعی: به هنگام بازی با جانم در کنار بستر مرگ، چرا باید اجازه دهم صدای افغانیام باعث آزارم شود، اگر از فریاد دیگران خبر ندارم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تنی جز خاطر لیلی به غم دلشاد نشنیدم
سری جز گردن مجنون به بند آزاد نشنیدم
هلاکم در صفوف غمزه ات نبود غریب اما
مروت بین که من یک صید و صد صیاد نشنیدم
مدد جست از میانت طرگان در دل ربایی ها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.