وفا و حسن در یاری ندیدم
به هم حسن و وفا آری ندیدم
نظیرت را پری رویی نجستم
ندیدت را وفا داری ندیدم
نه از بیگانگان نز آشنایان
ز فضل حسنت انکاری ندیدم
ز ترکان چون تو با این مایه خوبی
رضا جویی کم آزاری ندیدم
کمال صورت و معنی که در تست
دگر با هیچ دلداری ندیدم
به عین هوشیاری اینقدر مست
به جز چشم تو بیماری ندیدم
به آب و رنگ آن رخسار و مژگان
گلی نشنیدم و خاری ندیدم
چو مشکین خال و زلف تابدارت
سر مور و دم ماری ندیدم
به دین وکفر کاندر کعبه و دیر
چنین تسبیح و زناری ندیدم
به طرز طره ات هرگز کمندی
به دستان تو طراری ندیدم
مرا خود روز و روشن تیره شب ساخت
چو گیسویت سیه کاری ندیدم
به غیر دل که در قید تو سرخوش
رها از غم گرفتاری ندیدم
صفایی راستی کز خیل خوبان
بدین صدق وصفا یاری ندیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وفا و حسن یاری خود سخن میگوید و بیان میکند که هیچگونه حسنی را جز در محبوب خود ندیده است. او ادعا میکند که نهتنها در میان بیگانگان، بلکه حتی در آشنایان نیز بهدنبال فضائل محبوبش نرفته و از زیباییها و کمالات او بسیار شگفت زده شده است. شاعر به زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب اشاره میکند و میگوید که چنین زیبایی و حسنهایی را در هیچکس دیگری ندیده است. او همچنین به تأثیرات عاطفی این عشق اشاره میکند و بیان میدارد که تنها از طریق عشق به محبوبش آرامش یافته و از غم و اندوه رهایی پیدا کرده است. در نهایت، او تأکید میکند که به راستی چنین صفایی در میان دیگران وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در دوستی و یاری، نه وفاداری دیدم و نه نیکی واقعی. واقعاً نه از حسن دیدم و نه از وفا خبری بود.
هوش مصنوعی: هیچ کس را شبیه تو با زیبایی و فریبندگی ندیدم و وفاداری را که در تو باشد، هرگز مشاهده نکردم.
هوش مصنوعی: من هیچگاه از بیگانگان یا آشنایان، به خاطر زیباییهای تو، انکاری ندیدم.
هوش مصنوعی: از میان ترکان، هیچکس به خوبی تو نرسیده و در جستجوی رضا، هیچ آزار و اذیتی را تحمل نکردهام.
هوش مصنوعی: کاملترین شکل و مفهوم را که در تو وجود دارد، هیچ جا و در هیچ کس دیگری پیدا نکردم.
هوش مصنوعی: در حالتی که کاملاً هوشیار و آگاه هستم، به جز عشق و زیبایی چشمان تو، هیچ چیز دیگری مرا بیمار نکرده است.
هوش مصنوعی: من زیبایی و جذابیت صورت و مژگان او را به اندازهای میدانم که هیچ گل و خار دیگری را در این زیبایی نمیتوانم تصور کنم.
هوش مصنوعی: مشکین خال و زلف زیبایت همچون سر سیاه مور و دم ماری است که هیچ وقت ندیدهام.
هوش مصنوعی: در کعبه و معبد، هیچ وقت چنین تسبیح و زنجیری را ندیدهام که به شکل دین و کفر درآید.
هوش مصنوعی: هرگز ندیدم که مویی به زیبایی و دقت موی تو، به صورت کمان درآید و من را به دام بیاندازد.
هوش مصنوعی: من را در روشنایی روز به تاریکی شب کشاندی، مانند گیسوانت که سیاه و پر پیچ و تاب است، هیچ کار زشتی از تو ندیدم.
هوش مصنوعی: غیر از دل خودم که در عشق تو خوشحال است، هیچ جا دیگر شادی و بیغم بودن را ندیدهام.
هوش مصنوعی: در میان تمام زیباییهایی که دیدهام، هیچکس را به صداقت و صفای دل مانند او نیافتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم را یاری از یاری ندیدم
غمم را هیچ غمخواری ندیدم
به قاف عشق بر سیمرغ شادی
اگر دیدی تو من باری ندیدم
امید راحتی اندر که بندم
[...]
چو چرخ پیر خونخواری ندیدم
بجز خون خوردنش کاری ندیدم
سخن را چون خریداری ندیدم
به از ترک سخن کاری ندیدم
بجز باد صبا یاری ندیدم
وز او به هیچ غمخواری ندیدم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.