جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک
دامن معشوق اگر آلایشی دارد چه باک
حاش لله چون رسد معشوق ما دامن کشان
دامنش زان پاکتر باشد که ما گوییم پاک
صفوت و پاکیزگی لازم بود خورشید را
گر بود بر اوج گردون ور فتد بر سطح خاک
شوق غالب عشق مستولی ست بر من بعد ازین
بر سر آن کوی خواهم رفت مست و جامه چاک
بانگ خواهم زد که ای در پرده عزت مقیم
کم تواری فی قباب العز حتی لانراک
زآستانت سر نتابم تا نبینم روی تو
گرچه آید بر سر من از تو صد تیغ هلاک
ناله کن جامی که دانم عاقبت کاری کند
در دل سنگین یار این ناله های دردناک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و آرزوهای عاشقانه است. شاعر از پاکی و طهارت معشوق خود صحبت میکند و اعتقاد دارد که حتی اگر دامن معشوق آلوده باشد، باز هم او پاکتر از آن است که توصیف شده است. او عشق و شوقی غالب بر خود دارد و میخواهد در کوی محبوب گام بردارد، حتی اگر عواقب خطرناکی برای او داشته باشد. شاعر به نالهها و دردهایش اشاره میکند و اعتقاد دارد که این نالهها تأثیر عمیقی بر دل معشوق خواهد گذاشت. در کل، شعر به احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه و کششهای شدید میان عاشق و معشوق میپردازد.
هوش مصنوعی: روح عاشق اگر از عشق معشوقی پاک و بیآلایش باشد، چه اهمیتی دارد که آن معشوق اگر دامنش آلوده باشد؟
هوش مصنوعی: به هیچ وجه، زمانی که معشوق ما با دامن کشان میآید، دامن او از چیزی که ما بگوییم پاکتر است.
هوش مصنوعی: اگر خورشید بر اوج آسمان قرار داشته باشد و به زمین بیفتد، نیازمند پاکیزگی و صفا است.
هوش مصنوعی: بعد از این، عاشقانه و مست به آن کوچه میروم و با سر و وضعی آشفته و لباسهای پاره، شوق و عشق بر من غلبه کرده است.
هوش مصنوعی: من فریاد خواهم زد که ای موجود در پردهی عزت، کم تو را ببینم در خیمههای افتخار، تا اینکه دیگر نتوانم تو را دید.
هوش مصنوعی: تا وقتی که روی تو را نبینم، از آستان تو کنار نمیروم، حتی اگر صد تیر هلاک کننده به سمت من بیفتد.
هوش مصنوعی: بگریان و شکایت کن ای جام، زیرا میدانم در نهایت این نالههای غمانگیز تأثیری بر دل یار سنگین خواهد گذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
تا به من احسانت باشد، احسن الله جزاک
نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک چاک
سینهام چاک است، از چاک گریبان خود چه باک؟
میکشی بر غیر تیغ و میکشی از غیرتم
از هلاک دیگران بگذر، که خواهم شد هلاک
نیست جان را با تن پاک تو اصلا نسبتی
[...]
او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
رایاو قتل منست و من برای او هلاک
زان رخم حیران آن صانع که پیدا کرده است
آتش خورشید پرتو ز امتزاج آب و خاک
دی به آن ماه عجم گفتم فدایت جان من
[...]
تا زند بخیه درزی چالاک
آنچه بر یوسف از قفا شد چاک
از ملامتگر ندارد یوسف بی جرم، باک
گرد تهمت پاک می سازد ز رخ دامان پاک
عیب می گردد هنر در دیده های پاک بین
نور ماه ناقص از روزن تمام افتد به خاک
از سر تقصیر ما ای محتسب گر نگذری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.