به دستی برد از جا پای صبرم شوق دیدارش
که دایم خود نخواهم زیست تا بینم دگر بارش
ز غیرت پیش اغیارش چو نارم برزبان نامی
که آیا غیر دل از مال من سازد خبر دارش
طبیبم گر پی درمان میا برسر که می ترسم
چو لب زین درد بگشایم کنم چون خویش بیمارش
دل خونین به دستم ماند و دست از چاره کوته شد
چو آن بسمل که بیماری به سر باشد پرستارش
به رنج و راحت از جانان نباشد شکوه عاشق را
بود فریادم از دست رقیب مردم آزارش
ندانم ترک سرمست وی از دست که نوشد می
همی دانم که هرگز کس نخواهد دید هشیارش
از این یک قطره خون کش دل شماری روز و شب عمری
معاذالله کجا سیراب گردد ترک خون خوارش
ز بخت ما مگر چشم تو خواب آلوده تر باشد
که با چندین فغان یک لحظه نتوان کرد بیدارش
زخون کشتگان خاک سرکویت بهار آمد
چه باغ است اینکه در عین خزان سبز است گلزارش
حرامم باد خرسندی گرم غمناک بینندی
چه باک از غم صفایی را اگر باشی تو غمخوارش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوق و longing برای دیدن معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که نمیتواند بدون دیدن معشوق زندگی کند و از دلتنگی و درد ناشی از دوری او رنج میبرد. عواطف شدید و احساسات عاشقانهاش را به تصویر میکشد و به عذابهای قلبیاش اشاره میکند. او همچنین به ناتوانی خود در تحمل درد و غم جدایی میپردازد و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که حتی در سختیها و رنجها، عشق به معشوق بر تمام درد و مشکلات فائق است و غم عشق را به نوعی آرامش بخش و دلنشین میداند.
هوش مصنوعی: شوق دیدن او به قدری در من قوی است که نمیتوانم صبر کنم. تا زمانی که دوباره او را ببینم، نمیتوانم به زندگی معمولیام ادامه دهم.
هوش مصنوعی: از غیرت و حسادت به دیگران، همچون آتشی در دل دارم که نامی از او را بر زبان میآورم. آیا دل غیر میتواند از داراییهای من چیزی بفهمد یا از آن باخبر شود؟
هوش مصنوعی: اگر به پزشک نیاز داری، نزد من نیا، چون از این درد میترسم. وقتی لب به سخن باز کنم، مانند خودم به بیماریش مبتلا خواهم شد.
هوش مصنوعی: دل شکسته و غمگین من در دستانم باقی ماند، و از راهحلها ناامید شدم، مانند آن حیوانی که زخمی شده و پرستارش در کنار اوست اما نمیتواند به حالش کمک کند.
هوش مصنوعی: عاشق هیچگاه از سختیها و آسانیهایی که از معشوقش میبیند شکایت نمیکند، بلکه فریادش از آزارهایی است که از سوی رقیب و دیگران به او میرسد.
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا آن خمار و سرمست از دست من میرود، اما میدانم که وقتی او مشغول نوشیدن است، هیچکس دیگری نمیتواند او را به حالت بیداری و هوشیاری ببیند.
هوش مصنوعی: این بیت به احساس عمیق درد و غم اشاره دارد. شخصی از فراق و جدایی معشوق یا یک چیز عزیز رنج میبرد و میگوید که حتی یک قطره از خون او هم نمیتواند نیاز و عطش روحیاش را سیراب کند. این احساس گویای عمق عشق و وابستگی است که هرگز نمیتواند به حد کافی آرامش بخش باشد. در واقع، این فرد در مییابد که هرچقدر هم تلاش کند، احساساتش همچنان تشنه و نیازمند باقی میمانند.
هوش مصنوعی: شاید از بداقبالی ما، چشمهای تو بیشتر خوابآلود است که با تمام فریادها و زاریها، نتوانستهام یک لحظه تو را بیدار کنم.
هوش مصنوعی: از خون کشته شدگان در مسیر تو، بهار آمده است. چه باغی است که در عین خزان، گلزارش سبز و پررنگ است!
هوش مصنوعی: اگر تو در غم کسی باشی و او را خوشحال ببینی، من بیخبر از غم او نمیتوانم راضی باشم. مهم نیست که او در غم باشد، چون اگر تو در کنار او باشی و غمخواریاش کنی، این میتواند او را آرام کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهانداری که پیروزی است در تیغ جهاندارش
همه آفاق را روزی است از دست گهربارش
همانا اخترِ سَعدست دیدار همایونش
که روز و روزگار ما همایون شد به دیدارش
به طلعت هست خورشیدی که برگیتی همی تابد
[...]
ستم کردست بر جانم سر زلف ستمکارش
نبینم جز جفا شغلش ندانم جز جفا کارش
اگرچه با ستمکاران نیامیزند جان و دل
مرا آرام جان آمد سر زلف ستمکارش
نخرد کس بلای جان و زلفین بلا جویش
[...]
تماشا میکند هر دم دلم در باغ رخسارش
به کام دل همی نوشد می لعل شکر بارش
دلی دارم، مسلمانان، چو زلف یار سودایی
همه در بند آن باشد که گردد گرد رخسارش
چه خوش باشد دل آن لحظه! که در باغ جمال او
[...]
چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش
چه خوردست او که میپیچد دو نرگسدان خمارش
چه باشد در چنان دریا به غیر گوهر گویا
چه باتابست آن گردون ز عکس بحر دربارش
به کار خویش میرفتم به درویشی خود ناگه
[...]
فکن ای بخت یک ره استخوانم زیرِ دیوارش
که غوغایِ سگان از حال من سازد خبردارش
به سینه داغِ بالایِ الف سوزم که پیشِ او
چو سر پیش افکنم بینم در آن آیینه رخ سارش
به عالم می فروشد هر دمم سودایِ زلفِ او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.