به چنگ اگر کنم آن گیسوان پر خم را
خطی به سر کشم این روزگار درهم را
نداده عشق چنان عادتم به غم که دگر
عوض کنم به دو صد عید یک محرم را
هر آنکه حسن ترا آن نشاط و ناز افزود
قرین عشق من آورد مرگ و ماتم را
به خلوت دل و جان جای دادمش همه عمر
مرا رواست که منت به سر نهم غم را
به تیر اولم افکندی باز علاج و خوشم
که منتی نبرد زخمی تو مرهم را
سری نماند که گردن بدین کمند نداد
علاقه هاست به زلف توجان آدم را
بدین جمال جهان آفرین چه منت هاست
که از وجود تو بر سر نهاد عالم را
یکی است زان لب نوشین دعا و دشنامم
حلاوت شکرت نبرد تلخی سم را
وصالت ار به جهنم، فراقت ار به بهشت
به آن بهشت عوض ندهم این جهنم را
صفایی آن دل خونین و چشم گریان بود
که دادت این لب خندان و جان خرم را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او چقدر عمیق و تاثیرگذار است. او بیان میکند که عشقش به اندازهای قوی است که حاضر نیست غم و درد را با شادی و جشن عوض کند. درد و لذت عشق بهطور توأم در وجود او جاری است و حتی مرگ و جدایی هم نمیتواند از شدت عشقش بکاهد. شاعر از نرمش و لطافت معشوقهاش و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و ابراز میکند که غم و شادی همواره در زندگیاش با هم هستند. در نهایت، او به عشق بهعنوان چیزی ارزشمند و غیرقابل تعویض اشاره میکند و تأکید میکند که وجود معشوقهاش برای او گرانبهاست.
هوش مصنوعی: اگر بتوانم آن موهای بافتدار و زیبا را به دست بگیرم، خطی بر روی این روزگار آشفته و درهم میکشم.
هوش مصنوعی: عشق به من چنان عادت داده که هیچ چیزی نمیتواند غم من را عوض کند. حتی اگر دو برابر جشن و شادی باشد، من نمیتوانم غم محرم را با آن عوض کنم.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی تو را ببیند و محو خاصیت دلرباییات شود، عشق من را با اندوه و سوگ همراه کرده است.
هوش مصنوعی: در طول زندگیام، هرگز از این که غم را در دل و جان خود جای دادهام پشیمان نیستم و این برایم قابل قبول است.
هوش مصنوعی: تو نخستین تیر را به من انداختی و اکنون خوشحالم که نیازی به درمان دردهایم نیست و تو را در این رابطه مدیون نمیبینم.
هوش مصنوعی: هیچ سر و فرمانروایی نیست که بدون علاقه و وابستگی به زلف تو در خطر بیفتد؛ زیرا علاقهها به زیبایی تو جان انسان را به خطر میاندازد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، جهانساز چه نعمتها و لطفهایی به عالم ارائه داده است که وجود تو بر فراز آنها قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: یکی از دلایل شیرینی دعا و نفرین من، این است که شیرینی عشق تو تلخی زهر را از بین میبرد.
هوش مصنوعی: اگر رسیدن به تو به قیمت ورود به جهنم باشد و جداییات معادل بهشت، من این جهنم را برای آن بهشت عوض نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: دل خونین و چشمان گریان، فضایی خوشایند و دلنشین به وجود میآورد که در برابر آن، لبخند و شادی روح را تقدیم میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز فضل داشته آدمی و آدم را
ز صنع ساخته هشده هزار عالم را
زهی به تیغ شجاعت گرفته عالم را
حدیث جنک تو جان تازه کرد ستم را
ابولمظفر منصور قاسم پرناک
که جرعه نوشی جامت نمیسزد جم را
غمی نماند جهان را بیمن دولت تو
[...]
منم که یافته ام ذوق صحبت غم را
به صبح عید دهم وعده ی شام ماتم را
ز لاف صبر بسی نادمیم، طعنه مزن
مروت که ملامت بلاست ملزم را
به لذت ابد ار زنم او دلا مژده
[...]
مَکِش زِ دستِ من، آن ساعدِ نِگارین را
که خون زِ دستِ تو، بسیار دَر دل است، مَرا
منم که داغ دلم دشمن است مرهم را
نمیدهم به شب قدر روز ماتم را
خدنگ یار مگر چاک سینهام بگشود؟
که سوخت شعله طوفان عشق عالم را
به گلشنی که نسیم دلم گذشته بر آن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.