باید دلی که درک معانی کند ز پند
باید سری که گوش دهد پند سودمند
هوشی مرا که فهم سخن می نمود نیست
دیوانه را چه سود سرون به گوش پند
او خود نبود حور و بر این حیرتم که بود
پیدا چو سمع ساعد سیمینش از پرند
ز آن زلف مشکسا گرهی بر رخم گشای
گر بسته ای کمر که رهانی دلم ز بند
ز آن چهر و قد چو سرو و چو سوری که حسن یار
حجت فراشت در نظر کوته و بلند
خوارم اگر به چشم تو دارم ولی امید
کز عز خاکبوس درت گردم ارجمند
افغان و اشک و انده و آسیب تا به کی
تاب و توان و طاقت و تسلیم تا به چند
نامد صفایی ار مژگان منع اشک ما
کس کی به راه سیل ز خاشاک بسته بند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود نسبت به عشق و معشوق میپردازد. او تاکید میکند که برای درک عمیق معانی زندگی، دل با فهم و گوش شنوا نیاز است. شاعر احساس میکند که هرچند هشیار و با فهم است، اما فهم او به درد نمیخورد. معشوق به قدری زیباست که عقل را حیران کرده و او را در بند احساساتش گرفتار کرده است. او از معشوق میخواهد که زلفش را باز کند تا بتواند دلش را از بند رهایی بخشد. شاعر همچنین از احساس ناامیدی و رنج ناشی از عشق میگوید و میپرسد که تا کی باید این اندوه را تحمل کند. در نهایت، او به زیبایی معشوق و قدرت عشق اشاره دارد و اینکه هیچ چیز نمیتواند مانع جریان عشق حقیقی شود.
هوش مصنوعی: برای فهمیدن معانی عمیق، باید دل و روحی داشته باشیم که توانایی درک داشته باشد. همچنین باید سر و عقلی داشته باشیم که به دریافت پندهای آموزنده گوش دهد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که اگر ذهن و درک او دیگر در حال حاضر وجود ندارد، پس نصیحت و پند دیگران برای کسی که عقلش را از دست داده، هیچ فایدهای ندارد. به عبارتی، اگر فردی نتواند درک کند، مشاوره و هدایت به او هیچ کمکی نمیکند.
هوش مصنوعی: او خود حوری نبود، اما من حیرانم که چگونه او آنقدر آشکار است، همچون صدای ساعد نقرهایاش از طرف پرنده.
هوش مصنوعی: از آن موی مشکی که مانند زلفهای زیباست، اگر بر چهرهام گرهی باز کنی، اگر هم کمری را ببندی، دلم را از بند رهایی خواهی داد.
هوش مصنوعی: از آن چهره و قامت مانند سرو و گل، که زیبایی یار به وضوح در نظر میآید، هم در فاصله نزدیک و هم دور.
هوش مصنوعی: من در نظر تو حقیر و خوارم، اما امیدوارم که از بوسیدن خاک درگاهت به مقام بلند و ارزشمندی دست یابم.
هوش مصنوعی: اندوه و غم و درد و رنج افغانی تا کی ادامه خواهد داشت؟ تحمل و قدرت و تسلیم تا کی ادامه پیدا میکند؟
هوش مصنوعی: اگر مژگان ما اشک نریزد، هیچ کس نمیتواند به خوبی و صفا دست یابد. آیا در مسیر سیل، کسی میتواند از خار و خاشاک جلوگیری کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این ابلهان که بیسببی دشمن منند
بس بُلفضول و یافهدرای و زَنَخ زنند
اندر مصاف مردی، در شرط شرع و دین
چون خنثی و مخنث نه مرد و نه زنند
مانند نقش رسمی بیاصل و معنیاند
[...]
یا ایهااللوند مرا پای خواست بند
تدبیر من بساز بیک تیز باد گند
معشوق من توئی علف بوق من توئی
من بوق میزنم تو دهل دند دند دند
افسوکی بدار و دو سه تیزکی بلحن
[...]
دور از جمال جاه تو ای صدر ارجمند
افتاد پای بنده به دست شکسته بند
باز آمدی ز راه و نگفتی چگونه ای
تاگفتمی که پای چگونه ست و درد چند
دست قضای بد ز سر نردبان شوم
[...]
معلوم من نشد که جهانش کجا فکند؟
شادانش کرد گردش ایام یا نژند؟
گیتیش در کدام زمین برگشاد کام؟
گردونش در کدام زمین بر نهاد بند؟
ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
در مشرقین ز جاه تو کسب ضیا کند
درگاه توست قبلهٔ پاکان و جان من
الا طواف قبلهٔ پاکان کجا کنند
تن را سجود کعبه فریضه است و نقص نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.