تا جان به هوای دلبر آمد
از دانش و دین ودل برآمد
بختم چو نکرد دستگیری
پای طلبم به سر در آمد
از هجر اجل رهاییم داد
شادم که زمان غم سرآمد
هر خون دلی که با تو خوردیم
خوشتر ز شراب و شکر آمد
ساقی عوض از سیم عرق ریخت
این سیم به ام از آن زر آمد
بشکسته دل از عرض درستم
تا کامروا زجوهر آمد
دل بست به رخ ز زلفش این بود
ماری که به گنج رهبر آمد
نازم قد و چهرت ای دلارام
کز پرده حسن تا درآمد
شنعت زن ماه کاشغر شد
خجلت ده سرو کشمر آمد
ماهی که زمردش براندام
سروی که طبر زدش برآمد
تا مالک ملک غم صفایی
بی منت گنج و لشکر آمد
با آنکه قدم به عرش می سود
با خاک در تو همسر آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و آرزوی وصال است. شاعر از احساسات عمیق خود با دلبر صحبت میکند و به جدایی و هجران اشاره دارد. او به شادیای میرسد که از رهایی از غم حاصل شده و لذت عشق را با نوشیدنی و زیبایی معشوق مقایسه میکند. زیبایی و جذابیت معشوق برای او بسیار گرانبهاست و به او افتخار میکند. شاعر به نمودهای زیبایی و ظرافت معشوق، از جمله قد و چهرهاش، پرداخته و به سادگی و بیمنت عشق اشاره میکند. در نهایت، این شعر به ارتباط عمیق عشق و زیبایی میپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی که عشق و هوس محبوب در دل انسان نقش ببندد، تمام آموختهها و باورهای او تحت تأثیر قرار میگیرد و از آنچه میداند و believes میکند، فاصله میگیرد.
هوش مصنوعی: زمانی که بخت و اقبال به من کمکی نکرد، تلاش و کوشش من به پایان رسید.
هوش مصنوعی: از جدایی مرگ آزاد شدیم و این مسئله باعث شادیام است چون زمان غم تمام شده است.
هوش مصنوعی: هر غم و اندوهی که به خاطر تو تحمل کردیم، برای ما شیرینتر از شراب و شکر بود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، به جای نقره عرقی بریز که این نقره از مهر و محبت به من تبدیل به طلا شده است.
هوش مصنوعی: دل شکستۀ من به خوبی نشان میدهد که تا چه حد از خواستهام فاصله دارم و تنها خوشبختی من از درونم و از چیزهایی با ارزش به دست میآید.
هوش مصنوعی: دل به چهره و زیبایی او سپردم، مانند ماری که به سمت گنجی پیش میرود.
هوش مصنوعی: ای دلبر نازنین، من به زیبایی و قامت تو افتخار میکنم که از پس پرده جذابیت و elegance تو بیرون آمدهای.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و ماهمانند زن کاشغر، باعث شده است که سروهای کشمر از شرم خجالت بکشند.
هوش مصنوعی: ماهی که جواهر سبز رنگی بر بدنش است، به سروی که با تبر به آن آسیب زدهاند، برآمده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که صاحب ملک به آرامش و شادی برسد، نیازی به گنج و لشکر ندارد.
هوش مصنوعی: با وجودی که در مقام و جایگاه بلندی قرار دارد، اما با آدمی ساده و خاکی همسر شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلفت چو به دلبری درآمد
بس کس که ز جان و دل برآمد
هم رایت خوشدلی نگون شد
هم دولت بیغمی سر آمد
دل گم نشود در آنچنان زلف
[...]
خون جگرش به رخ برآمد
از دل بگذشت و بر سر آمد
گلگون رخ یار من دریغا
کز جنگ زمانه در سر آمد
افسوس که نوبهار حسنش
بیرون شد و تیرمه درآمد
ماهش که بتافتی فروشد
[...]
برخیز که ساقی اندرآمد
وان جان هزار دلبر آمد
آمد می ناب وز پی نقل
بادام و نبات و شکر آمد
آن جان و جهان رسید و از وی
[...]
دریاب که عمر بر سر آمد
طوفان اجل به سر در آمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.